فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٧٧ - تَكْليفِ فِعْلى
أَوْفُوا» و مانند «كَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ» (از مختصر المعانى ص ١١٨-كشاف ج ٢ ص ١٢٤٧).
در ابدع آرد.تكرار:
آنست كه گوينده لفظى را براى تأكيد يا مدح..تكرار كند مانند:
مسلمانان مسلمانان مسلمانى مسلمانى
و زين آئين بىدينان پشيمانى پشيمانى
* اى سنائى عاشقى را درد بايد درد كو
بار جور نيكوان را مرد بايد مرد كو؟
در زواياى خرابات از چنان مردان هنوز
چند گوئى مرد هست و مرد هست آن مرد كو
ز آتش و از باد و آب و خاك ايشان يادگار
يك فروغ و يك نسيم و يك نم و يك گرد كو
(از ابدع ص ١٧٩-١٨٠).
تَكْفير
-(اصطلاح كلامى و فقهى) نسبت به كفر دادن باشد و اطلاق شود بر گذاردن يكى از دو دست را بر روى ديگرى در حال نماز كه تكفير گويند و آن در نزد شيعه مبطل نماز است مگر در حال تقيه بآنكه در مجمع اهل تسنن باشد.
تَكْفين
-(اصطلاح فقهى)كفن كردن ميت را گويند و آن در اسلام از واجبات كفائى است كه با انجام يك نفر و عهدهدار شدن او از عهده ديگران برداشته ميشود (از الفقه على ص ٣٦٨).
تَكْليف
-(اصطلاح كلامى،فقهى) تكليف نزد اصوليان عبارت از الزام فعل است كه در آن دشوارى و مشقت و سختى باشد و بنا بر اين مندوب و مباح و مكروه از احكام تكليفى نخواهند بود زيرا الزامى در آنها نيست و گفته شده است كه تكليف اعتقاد و التزام باحكام الله است و بنا بر اين احكام پنجگانه همه تكليفى ميباشند(از كشاف ج ٢ ص ١٢٥٥).
تَكْليفِ ما لا يُطاق
-(اصطلاح كلامى) يعنى تكليفى كه از حدود قدرت و توانائى خارج باشد كه مشمول قاعده عسر و حرج ميباشد و در اسلام احكام حرجى نيست و بنا بر اين تكليف ما لا يطاق نشده است و بدين جهت است كه احكام ثانوى پديد آمده است در موقع عسر از احكام اولى.
تَكْليفِ فِعْلى
-(اصطلاح كلامى،فقهى) در مقابل انشائى است و از لحاظ مفاد هم مقابل تكاليف اعتقادى است و هم تكاليف انشائى و هم آنچه بالقوه است لكن در اينجا منظور مقابل انشائى است و هم ميتواند مقابل اصول اعتقادات باشد و بهر حال در كتاب معتقد الاماميه در باب اعتقاد اماميه نسبت به تكليف آمده است كه:
اعتقاد كردهاند كه تكليف حسن است، و آن تعريض منافعى است كز تكليف نتوان يافت.و بىاستحقاق رسانيدن بآن منافع حسن نباشد و قبيح باشد،چنانكه قبيح است آحادى را از امت با پيغمبر خداى در تعظيم و ثواب برابر داشتن،و جاهلى را با عالمى يكسان گردانيدن.
و كافر مكلف است بايمان باجماع مسلمانان.و اعتقاد اين طائفه آنست كه:
كافر مخاطب است بعبادات از نماز و روزه و زكاة و حج و غير آن.
و دليل برين آنست كه،آنچه شرائط تكليف است از حياة و قدرت و آلت و عقل و نصب دليل و تمكين و شهوت قبيح و نفرت از حسن اين همه كافر