فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٦٦ - تَفْويض
و اسباب نزول آيات و منشأ قصص و حكايات وارد باشد و در علم رجال و حديث و درايت و اوضاع و احوال رجال حديث متبحر باشد و با تمام اين احوال نيروى استنباط قوى داشته باشد و باصول دين اسلام نيز وارد باشد موارد امر را از نهى بازشناسد و بداند در چه مورد امر دلالت بر وجوب ميكند و در چه مورد امر دلالت بر استحباب دارد و در كدام يك از موارد دلالت بر اباحه دارد.كجا دلالت بر فور دارد و كجا دلالت بر تراخى و بازشناسد كه كجا وجوب،وجوب كفائى است و كجا عينى است چه مورد تخييرى است و چه مورد ...است.
نهى در چه مورد دلالت بر حرمت دارد و در چه مورد دلالت بر كراهت،نهى تنزيهى چيست و امر ارشادى كدام؟احكام تأسيسى كدام و امضائى كدام است.ناسخ كدام منسوخ چيست؟به معنى لغات وارد باشد و حقيقت را از مجاز بازشناسد.
مشتركات،متباينات،مترادفات،كنايات و استعارات زبان عرب را بخوبى بداند.نص ظاهر،مؤول،محكم و متشابه را بخوبى بشناسد.
تَفْصيل
-(اصطلاح اصولى)مقابل اجمال است رجوع باجمال شود و رجوع به تضمين شود.
تَفْصيلِ ذِهْنى
-(اصطلاح فلسفى)دو جملۀ تفصيل ذهنى و تحليل عقلى در كلمات صدر الدين مرادف آمده است(اسفار ج ١ ص ٧١٩).
تَفَكُّر
-(اصطلاح فلسفى و عرفانى است)در فلسفه تفكر يعنى فكر و انديشه كردن است و تصرف قلب است در معانى اشياء جهت درك مطلوب و از نظر اهل ذوق تفكر نتيجه تذكر است و فكر كردن در خداست بواسطۀ توجه در آثار و صنع او.
(از شرح گلشن ص ٥٣ و دستور ج ١ ص ٣٣٢) در عرفان تفكر عبارت از ظهور صورت ملكوتى شيخ است كه فرمودند
«تفكر ساعة فى الله خير من عبادة سبعين سنة» .
حضرت رسول فرمود:
تفكر وافى آلاء الله و لا تفكر وافى الله .
تفكر عبارت از انديشه و فكر كردن در خداست بواسطۀ توجه در آثار الهى بحكم «الَّذِينَ... يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ» .
شبسترى گويد:
تفكر رفتن از باطل بحق است
بجزو اندر بديدن كل مطلق
و تفكر نتيجه تذكر است و راهنماى سالك است.
عطار گويد:
راه رو را سالك ره فكر اوست
فكر كان مستفاد از ذكر اوست
ذكر بايد گفت تا فكر آورد
صد هزاران معنى بكر آورد
فكرت عقلى بود گفتار را
فكرت قلبى است مرد كار را
كار فكر ار لاجرم يك ساعتست
بهتر از هفتاد ساله طاعتست
تفليس
(باب التفليس)رجوع به مفلس شود.
تَفْويض
-(اصطلاح كلامى و عرفانى) در لغت واگذاردن و رها كردن است و در مقابل جبر است(رجوع به فرهنگ علوم عقلى شود)و مفوضه كسانى را گويند كه