فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٦٤ - تَفْسير
بىتاب آفريده شده است و ترسو و اندوهگين كه جمله بعد همان معناى هلوع را روشن ميكند و همين طور جمله: لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ كه مفسر جمله اَللّٰهُ الصَّمَدُ است و در محل خود آمده است كه بين اطناب و ايضاح بعد از ابهام فرق است.
در مجمع البيان گويد تفسير در زبان ادب آنست كه شاعر نخست چند صفت مجمل برشمارد و سپس تفسير آن كند و در اين صورت هر گاه الفاظ مجمل را مجددا برشمارد تفسير جلى نامند و اگر الفاظ را مجددا برنشمارد تفسير خفى گويند.
مثال اول مانند اين بيت:
يا بهبندد يا گشايد يا ستاند يا دهد
تا جهان برپاى باشد شاه را اين يادگار
آنچه بستاند ولايت آنچه بدهد خواسته
آنچه بندد پاى دشمن آنچه بگشايد حصار
مثال دوم مانند اين بيت:
همىآرند ز بهر حسن تو پيدا
همىزايند همواره ز بهر بزم تو آسان
اصوليان و فقها در تفسير و تأويل اختلاف كردهاند.دستهاى از آنان گويند هر دو بيك معنى آمده است و عدهاى گويند اعم از تأويل است و غالبا كلمه تفسير در الفاظ و مفردات بكار ميرود و لكن تأويل در معانى و جملات بكار ميرود و غالبا در مورد بيان و روشن كردن حقيقت و منظور حقيقى از عبارات كتب آسمانى بكار برده مىشود.و لكن تفسير اعم است يعنى در مورد كتب آسمانى و هم كتب غير آسمانى.بنا بر اين كلمات انبياء و اولياء و اخبار و روايات قابل تفسيرند نه تأويل.
و نيز گفتهاند تفسير بيان لفظى است كه تنها يك وجه داشته باشد و محتمل الوجوه نباشد و لكن تأويل در لفظ و عبارتى گويند كه محتمل الوجوه باشد.نهايت بدلايل عقلى و يا نقلى و يا ذوقى يكى از آنان وجوه محتمل ترجيح داده ميشود.
در باب تفسير قرآن بعضى گفتهاند منظور بيان و روشن كردن مراد است از الفاظ و عبارات باستناد دلايل شرعى و نقلى الهى يعنى روشن كردن آيات بآياتى ديگر كه فرمود:الر،كتاب احكمت آياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير و لكن تأويل توجيه يكى از وجوه محتمله است بدون اظهار نظر قطعى.
بعضى گفتهاند تفسير بيان معنى موضوع له الفاظ است حقيقة يا مجازا مانند تفسير صراط به طريق يا كلمه صيب در آيه او كصيب من السماء به معنى باران.در حالى كه تأويل عبارت از تفسير باطن لفظ است و رجوع و بازگشت به نتيجه و مآل امر است.زيرا تأويل از فعل ال-اولا آمده است و بنا بر اين تأويل عبارت از آگاه كردن از حقيقت مراد است.و تفسير عبارت از آگاه كردن از دليل مراد است كه همان معنى مطابقى لفظ باشد زيرا در تفسير لفظ خود حكايت از مراد ميكند مانند اين آيه كه فرمود:
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصٰادِ كه مؤول به تحذير شده است.زيرا در مقام بيان اين است كه هر گاه شما انسانها نافرمانى كنيد و دستورات شرع را گردن ننهيد خداى توانا در مرصاد است تا بموقع خود شما را كيفر دهد.بدين ترتيب اين كلمه مؤول ميشود بغير ما وضع له.
صاحب مجمع البيان نيز گويد تفسير عبارت از كشف مراد است از الفاظ مشكل و تأويل برگردانيدن يكى از دو احتمال است بآنچه مطابق با ظاهر است.ابو العباس مبرد گويد:تفسير