فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٦٢ - تَفْريق
نيست را بفروختم،تا هست بيفروختم.
اندوخته را برانداختم،انداختۀ را بيندوختم، الهى يگانگى بشناختم و در آرزوى شادى بگداختم و از علايق پرداختم تا بود خويش را جمله دريافتم(از عده ج ٤ ص ٣٤٦).
كى باشد كاين قفس بپردازم
در باغ الهى آشيان سازم
و بالجمله سر در هيچ كس نه بندد، و نفس خود را منفرد دارد و در احوال نيز منفرد باشد يعنى احوال انبياء و صديقان برو پديد آيد و از خلق منعزل شده و اشارت دل خود را متوجه حق كند و بحق كند و از حق كند و تفريد بعد از تجريد است زيرا تجريد انقطاع از اغيارست و تفريد افراد حق است بايثار و كسى كه منحصرا اشاره بحق كند از مخلصانست و كسى كه اشارۀ او از حق باشد از مبلغانست قسم اول اخلاص در اعمال است و قسم دوم رؤيت فضل الهى است و قسم سوم غيبت از نفس است و عبد در مقام تفريد از احوال خود چنان باشد كه خود را هيچ حال نداند و در افعال نيز يگانه باشد و خلق را مراعات نكند و عوض را ملحوظ ندارد و تفريد در احوال آن باشد كه تنها محول الاحوال را نگرد نه خود احوال را(از لمع ص ٣٤٨-شرح تعرف ج ٤ ص ٢١-شرح كلمات بابا ص ٢٢٢).
تَفْريط و تَعَدّى
-(اصطلاح فقهى) سهلانگارى و اهمالكارى و مقابل افراط است كه آن زيادهروى در هر كارى بود در باب حفظ امانات و ودايع بايد در حد معمول و اعتدال سعى مبذول شود و هر گاه در اثر سهلانگارى در حفظ آنها تلف شود در مورد ضمان و عدم ضمان آن بحث است.تعدى و تفريط باختلاف زمان و مكان و اشخاص و انواع امانات مختلف ميشود و تشخيص آن با عرف است كه اهمال و ترك تحفظ بر آن صادق آيد.پس اگر چه تعدى داخل در افعال است و تفريط داخل در تروك،و لكن مرجع هر دو باين معنى است.
(كليات حقوقى ١٦٤)
تَفْريع
-(اصطلاح ادبى)يكى از محسنات معنويه بديعيه است و آن بود كه شاعر وصفى آغازد به صيغت نفى و گويد نيست فلان چيز كه چنين و چنين باشد و نيست فلان چيز كه چنين و چنان است بهتر از فلان يا بيشتر از فلان(رجوع شود به«مطول ص ٣٦٨-المعجم ص ٢٧٨) و نيز آنست كه چيزى را وصف كنند به نهايت خوبى و نيكويى-و آنگاه گويند نيكوتر از ممدوح نيست و يا بآنچه ممكن است از بديها و بعد گويند بدتر از مقدوح نيست...
تَفْريق
-(اصطلاح ادبى)يكى از محسنات معنويه بديعيه است و آن ايقاع تباين بين دو امرى است كه از يك نوعند در مدح يا جز آن(رجوع شود به مطول ص ٣٥٩) در ابدع آرد:تفريق:
آنست كه متكلم ما بين دو چيز كه از يك نوع باشند فرق گذارد براى تحصيل يكى از اغراض ادبيه مثل مدح يا قدح...مانند:
ما نوال الغمام وقت ربيع.كنوال الامير يوم سخاء.فنوال الامير بدرة عين.و نوال الغمام قطرة ماء سنائى گويد:
شاعران را از شمار راويان مشمر كه هست
جاى عيسى آسمان و جاى طوطى شاخسار