فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥١٦ - تَسْليم
ناظر به شش برج بود نيمى از فلك بود و مقابله نامند.
(از التفهيم ص ٣٤٥).
و رجوع به قران شود.
تَسَرّى
-(اصطلاح فقهى)كنيزى را به زنى گرفتن با وجود آنكه زن آزاد داشته باشد.
تَسَلْسُل
-(اصطلاح حديث و فلسفه) تسلسل در لغت پيوستن و پيوسته شدن و روان شدن آب در گلو است و نزد محدثان توارد رجال اسناد حديث باشد يكى پس از ديگرى بر يك حالت و صفت (صفات و حالات روات يا اسناد)(از كشاف ج ١ ص ٧٦٢).
و در اصطلاح فلسفه عبارت از ترتيب امور غير متناهى است بنحوى كه مرتبت لاحق مترتب بر مرتبت سابق و بدنبال آن باشد و بالاخره امورى كه در ترتب وجودى بيكديگر پيوسته باشند«و هو وجود علل و معلولات فى سلسلة واحدة غير متناهية» (از كشف المراد ص ٦٧) تسلسل از لحاظ امور متسلسل بر چند نوعند.
الف-تسلسل در امور اعتبارى كه بر حسب اعتبار معتبر و اعتباركننده است و آن را تسلسل يقفى ناميدهاند كه با توقف و عدم اعتبار اعتباركننده متوقف ميشود اين نوع از تسلسل را باطل ندانستهاند چون در حقيقت تسلسل نيست يعنى شخص ميتواند هر اندازه كه بخواهد اوهام و تخيلات خود را به دنبال هم ادامه دهد.
ب-تسلسل در حوادث و زمانيات اين نوع تسلسل نيز باطل نيست زيرا اجزاء آن بطور متدرج موجود و معدوم ميشوند و مجتمع در وجود نمىباشند و حوادث زمانى هر يك در ظرف خود موجودند و بهر حال دليلى بر بطلان تسلسل در حوادث زمانى اقامه نشده است.
ج-تسلسل در علل و معلول كه عبارت از ترتب امور غير متناهى است كه هر مرتبتى علت لاحق و معلول سابق مىباشد صدرا گويد:
تسلسل در علل و معلول عبارت از تراقى عروض عليت و معلوليت است الى غير النهايه بآنكه آنچه معروض عليت است معروض معلوليت باشد پس اگر معروضات متناهية العدد باشد رواست و الا تسلسل است و بالجمله نامتناهى بودن بر چند قسم است:
الف-نامتناهى در امور مجتمع الوجود و اين قسم خود بر دو نوع است يكى آنكه بر حسب ترتب طبيعى باشد كه تسلسل در علل و معلول خواهد بود و ديگر بر حسب ترتب وضعى مانند ابعاد نامتناهى.
ب-نامتناهى در امور غير مجتمع الوجود مانند زمان و زمانيات.
ج-نامتناهى در امور عرضى مانند نفوس ناطقه.
د-نامتناهى در امور اعتبارى كه بر حسب اعتبار عقل است.
ه-نامتناهى در اعداد و مقادير.
و براى وقوف بر دلائل بطلان تسلسل و نامتناهى بودن ابعاد و مقادير و غيره رجوع به برهان و اقسام آن شود.
(از اسفار ج ١ ص ١٤٤-١٤٧ و ١٣ و ٢٤ و كشف المراد چاپ اصفهان ص ٥٩)
تَسْليم
-(اصطلاح فقهى،و اخلاقى