فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٨٦ - تَجَسُّمِ اعْمال
عبد است بر عمل و ارتكاب اعمال خلاف دستور خدا كه با قصد بمخالفت آنچه محرمات است و با علم و عمل و عصيان مرتكب شود و بر واجبات پشت پا زند با لجاجت خاص و بديهى است كه اين عمل عقلا زشت است و كشف از خبث باطن و سوء روش او كند(رجوع شود به كفايه ص ١٠-١١ رسائل ص ٥-٨) و اهل كلام گويند تجرى فى نفسه قبيح و مرتكب آن عاصى است اعم از آنكه مقرون بعمل باشد يا نه.
تجزيه
-(اصطلاح ادبى)تجزيه در مقابل تركيب است و بيان اجزاء كلام منثور يا منظوم باشد و در عرف اهل زبان جنبههاى اشتقاقى و صرفى و بيان ريشههاى كلمات و اصول و اوزان آنها را تجزيه گويند و قسمتهاى نحوى و دستورى را تركيب گويند مرفوع بودن،منصوب بودن،حال بودن...
بخش نحو و تركيب است و بيان ماضى بودن،مضارع بودن،مفرد بودن،مصدر بودن...مذكر و مؤنث و مشتق و جامد...
بخش تجزيه است.
و در بديع آنست كه بيتى را باجزاء متساويه قسمت نمايند و هر يك از اجزاء را بدو نيم نمايند كه سطر دوم در حرف روى مطابق قافيه باشد و سطر اول از آنها مسجع بسجع ديگر آيد مثال:
بحضرت مراقب بخدمت مواظب
بخلوت مداعب بجلوت مصاحب
(از ابدع ص ١١١)
تَجَسُّمِ اعْمال
-اين اصطلاح اساس مذهبى دارد كه شرايع و مذاهب در باب اصول عقايد مطرح كردهاند و خواستهاند مسأله چگونگى لذت و الم اخروى و عذاب قبر و ميزان و حساب و نشر صحف را در روز قيامت كه شرايع بدان نازل شدهاند بدانند.
اين مسأله از نظر علماء علم كلام جورى مورد بحث قرار گرفته و از نظر متعبدين به مذاهب طورى ديگر و بالاخره فلاسفۀ اسلامى نيز سعى كردهاند مسأله را طورى حل كنند كه با اصول و قواعد عقلى وفق داده و منافات نداشته باشد.
خلاصه كلام آنكه در روز قيامت اعمال هر كس نصب العين او شده و بصور قبائح و يا زيبا نمودار ميشود«يوم يشهد عليهم ارجلهم و...»و زشتكاران و نيكو- كاران هر يك نتيجۀ عمل خود را كه در دنيا انجام دادهاند بهبينند.
اين مسأله را اخوان الصفا نيز مورد توجه و بحث قرار دادهاند چنانكه در قيامت و معاد و حشر بيايد.
صدرا اين مسأله را بنحو خاصى مورد بررسى و توجه قرار داده و گويد شكى نيست كه هر عملى را اثرى است در نفس و اثرى است در خارج و نفس انسان در مقابل اعمال و رفتار خود متأثر مىشود و همان طور كه اعمال و رفتار هر كس را در خارج آثار وجودى خاص است در نفس نيز اثرى مىگذارد كه مجموعۀ ملكات و فضائل و رذائل نفسانى محصول اعمال و رفتار و بالجمله اكتسابات انسان است و هر يك از ملكات نفسانى را ظهورى است در هر يك از مواطن و قوابل و هر صفت جسمانى و يا روحانى در مقام مقارنت و مجاورت با قابلى اثرى در آن قابل مىگذارد و نحوۀ اثر آن در هر يك از مواطن و قوابل متفاوت است و همان طورى كه اعمال خارجى در نفس اثر مىگذارد ملكات