فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٣٨ - بَلَدُ الْحَمَل
موسى گفت «إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ» حق تعالى دو خلعتش داد،خلعت مكالمه «وَ كَلَّمَ اللّٰهُ مُوسىٰ تَكْلِيماً» و خلعت قربت «وَ قَرَّبْنٰاهُ نَجِيًّا» زن عمران پناه برد «وَ إِنِّي أُعِيذُهٰا بِكَ وَ ذُرِّيَّتَهٰا مِنَ الشَّيْطٰانِ الرَّجِيمِ» پناهش داد و خلعت ارزانى داشت.
يكى فرزندى چو مريم «وَ إِنِّي سَمَّيْتُهٰا مَرْيَمَ» و ديگر بخلعت قبولش مشرف گردانيد «فَتَقَبَّلَهٰا رَبُّهٰا بِقَبُولٍ حَسَنٍ» مريم پناه برد و گفت «إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا» حق تعالى پناه داد و دو خلعتش كرم فرمود فرزندى داد چون عيسى و تهمت نيز از وى برداشت «إِنِّي عَبْدُ اللّٰهِ آتٰانِيَ الْكِتٰابَ الايه»حضرت رسول ص پناه برد «رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزٰاتِ- الشَّيٰاطِينِ وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ» حق تعالى پناهش داد و دو خلعت كرامت فرمود،خلعت محبت «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّٰهَ» دويم شفاعت «عَسىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقٰاماً مَحْمُوداً» .
خاكيان اين امت هر روزى پنج نوبت هر نوبتى چندين بار بحضرت او پناه مىبرند.
برخى از تركيبات:ساقى بلا،بلا و محنت،تيغ بلا،بيت الاحزان بلا،مهام بلا،ابواب بلا.
بَلاَغ
-(اصطلاح كلامى)ابلاغ رسالت.مأخوذ از قرآن مجيد است كه فرمودند وَ مٰا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاٰغُ الْمُبِينُ .
يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ .
بَلاغَت
-(اصطلاح ادبى)بلاغت يعنى وصول و انتها و در معانى بيان مطابقت كلام باشد با مقتضاى حال و مراد از حال يعنى امرى كه داعى بر تكلم بر وجه مخصوص باشد كه حال اقتضاء كند باضافه فصاحت كلام پس بلاغت را دو شرط است يكى مطابقت با مقتضاى حال و ديگرى فصاحت كلام و ادراك مقتضاى حال متفاوت و مشكل است زيرا حالات و مقامات متفاوت است و هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد مقامى موجب اطناب است و مقامى ايجاز،مقامى مقتضى تنكير،تقديم،تأخير،اضمار و...است و مقامى خلاف هر يك و نهايت حد بلاغت اعجاز باشد و نزديك بدان و حد پائين آن نزديك بصوت حيوانات باشد و هر كدام در مقام خود درست است و چونكه با كودك سر و كارت فتاد هم زبان كودكى بايد گشاد،و بلاغت گاه صفت متكلم است و آن ملكهايست كه بدان سخنور توانا شود به تأليف كلام بليغ و در هر حال بلاغت اخص از فصاحت است(از مطول ص ٢٢-٢٨-تلخيص ص ١١-١٤.
كشاف ج ١ ص ١٥٣-نفائس ص ٤١).
بَلَدُ الْحَمَل
-(اين اصطلاح نجومى و از علوم غريبه است)بروج دوازدهگانه را با بلاد و اقاليم تطبيق كردهاند و مثلا گفتهاند:بلاد معتدله آن حمل بود و بلاد سرد آن ثور بود و بيابانها آن جوزا بود و مواضع گرما و احراق آن اسد بود و صحارى مناطق معموره آن سنبله بود و بين بلاد آن ميزان بود و انهار عظيمه آن عقرب بود.
(از رسائل جابر ص ٤٠)