فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٧٦ - باز
باران
-(اصطلاح عرفانى)باران كنايت از فيض حق تعالى است و رحمت شاملۀ او است كه از عالم غيب بر ممكنات فايض گردد و ممكنات بر حسب مراتب استعداد،استفاضه نمايند و غلبه عنايات را نيز گويند كه در احوال سالك حاصل شود از فرح و ترح.
مولوى گويد:
غيب را ابرى و آبى ديگر است
آسمان و آفتابى ديگر است
نايد آن الا كه بر خاصان پديد
باقيان فى لبس من خلق جديد
هست باران از پى پروردگى
نيست باران از پى پژمردگى
فعل باران بهارى از درخت
آيد از انفاسشان اى نيك بخت
بارِقُ العِزَّة
-(از اصطلاح عرفانى) (رجوع به بارقه و رجوع به تلويحات ص ١٠٩ شود)
بارِقَه
-(اصطلاح عرفانى)عبارت از روشنائى از جانب خداست كه بسرعت خاموش شود و آن از اوائل كشف است و بعبارت ديگر لايحهاى است از جناب اقدس كه مىنمايد و نمىپايد.
بارگاه الَست
-(اصطلاح عرفانى) مقام لاهوت الهى است:
جامى گويد:
دور بنيان بارگاه الست
بيش از اين ره نبردهاند كه هست
ذات پاكش ز چونى و چندى
هستى ساده از نشانمندى
در مكين و مكان چه فوق و چه تحت
وحدتى ساذج است و هستى بحت
بعضى از تركيبات:بارگاه سلطنت پناه،بارگاه ملكوت،بارگاه الهى،بارگاه حق،بارگاه ازلى...
بارمانِيٰاس
يا بارامانِياس يا بارى ارمِنِياس-اين اصطلاح يونانى الاصل بوده و بمعناى معرفت و مبحث كلام و الفاظ است.
اخوان الصفا اين اصطلاح را در قسم منطقيات ذكر كردهاند و گويند بعد از بيان مقولات يا الفاظ عشره و الفاظ ستهاى كه متداول در كلمات حكما است و بيان حروف مفردۀ لازم،انواع كلام را شرح دهيم و گويند:
«ان الكلام على ثلاثة انواع فمنها ما هى سمات دالات على الاعيان يسميها المنطقيون و النحويون الاسماء و منها ما هى دالات على تأثير الاعيان بعضها فى بعض و يسميها النحويون الافعال و يسميها المنطقيون الكلمات و منها ما هى سمات دالات على معان كانها ادوات للمتكلمين تربط بعضها ببعض كالاسماء بالافعال و الافعال بالاسماء و يسميها النحويون الحروف و يسميها المنطقيون الرباطات».
(اخوان ج ١ ص ٣٣١)
باز
-(اصطلاح عرفانى)كنايت از روح و ارواح قدسى و نفس ناطقه انسانى است.
عطار:
برو بند قفص بشكن كه باز آن را قفص نبود
تو در بند قفص ماندى چه باز دست سلطانى