فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٧١ - بابُ الاَبواب
ب
ب
-(اصطلاح ادبى و عرفانى)با بطور مفرد در زبان عرب داراى چند معنى است ١-بمعنى الصاق وعدۀ گويند در تمام موارد استعمال معنى الصاق دارد و باضافه معنى ديگر مانند«امسك بزيد» ٢-تعديه كه نقل هم گويند مانند«ذهب بزيد»يا«ذهبت بزيد»در قرآن مجيد است ذَهَبَ اللّٰهُ بِنُورِهِمْ ٣-استعانة و آن باء داخل بر آلت و افزار باشد مانند«كتبت بالقلم»٤-سبب مانند «إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخٰاذِكُمُ الْعِجْلَ» ٥-مصاحبت مانند «اهْبِطْ بِسَلاٰمٍ» و «قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ» ٦-ظرفيت مانند وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ ٧-بدل مانند«فليت لى بهم قوما»يعنى بدل آنها ٨-مقابله مانند«اشتريته بالف درهم»يعنى بعوض الف درهم و «ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» يعنى به بهشت رويد در عوض اعمالتان ٩-مجاوزت مانند يَسْعىٰ نُورُهُمْ-بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمٰانِهِمْ يعنى از ايمانشان ١٠-«استعلاء مانند «من ان تأمنه بقنطار»يعنى على قنطار ١١- تبعيض مانند عَيْناً يَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اللّٰهِ يعنى يشرب منها ١٢-قسم مانند«باللّه» يا«اقسم باللّه لافعلن كذا»١٣-غايت مانند«و قد احسن بى»يعنى الى ١٤- توكيد مانند«احسن بزيد»و «لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» كه اين با زائده است و در مواردى بكار رود.
(از مغنى ص ٥٣-٥٥) و در فارسى با نيز اقسامى دارد، زينت مانند«بگفت»و اتصاف مانند «بهوش،بخرد»و اضافه و زائد و...
(از دستورنامه ص ١٦٢)
باء
در نزد عرفاء اشارت است به اولين موجود ممكن كه عبارت از مرتبۀ دوم وجود است.
شاه نعمت اللّه گويد:
الف در اول و با در دوم جو
بخوان هر دو يكى را هر دو ميگو
(اصطلاحات شاه نعمت اللّه ص ٧)
بابُ الاَبواب
-(اصطلاح عرفانى) توبه را گويند كه اولين مرحله تهذيب نفس است رجوع شود به فرهنگ مصطلحات