فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٥٢ - ايّامِ باحُورا
انحن ام اصحاب محمد و براى پنج معنى آمده است ١-شرط مانند «أَيًّا مٰا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنىٰ» ٢-استفهام چنانكه گذشت و مانند «أَيُّكُمْ زٰادَتْهُ هٰذِهِ إِيمٰاناً» و «فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ» ٣-موصوله مانند «لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمٰنِ» كه در اين صورت اگر اضافه نشده باشد و صدر صلۀ او خبر محذوف نباشد معرب است(يعنى اضافه شده باشد و صدر صله آن مذكور باشد يا غير مضاف باشد و صدر صلۀ آن محذوف يا مذكور باشد) ٤-دال بر معنى كمال در صورتى كه صفت براى نكره باشد مانند«رأيت رجلا اى رجل»٥-صله براى ندا،كه محلى بال باشد مانند«يا ايها الرجل»(از مغنى ص ٤٠- سيوطى ص ٣٩-مختصر مطول ص ٨٩)
اىْ
-(اصطلاح ادبى)كلمۀاى بكسر همزه و تخفيف يا حرف جواب است بمعنى نعم و براى تصديق مخبر و اعلام مستخبر و وعد طالب آيد مانند«قام زيد»كه پاسخ گويد«اى»و«هل قام زيد»پاسخ گويد «اى»و مانند «وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ» قال «إِي وَ رَبِّي» (از مغنى ص ٤٠)
اىْ
-كلمۀ اى بفتح همزه و تخفيف يا حرف ندا است براى قريب و بقول بعضى براى بعيد مانند«اى عبد اللّه»و ديگر حرف تفسير است مانند«عندى عسجد اى ذهب».(از مغنى ص ٤٠)
ايا
-كلمۀ ايا بفتح همزه و تخفيف حرف نداء بعيد است و گفته شده است كه مشترك ميان قريب و بعيد است و گاه همزۀ آن تبديل بهاء شود و گفته ميشود«اها».
(از مغنى ص ٨)
ايّام
-(اصطلاح گاهشناسى است و هم اصطلاح نجومى است.) روزهاى هفته را قدما با ستارگان انطباق دادهاند و هر ستارۀ از سيارات هفتگانه را رب النوع روزى از روزهاى هفته دانستهاند.مثلا روز يكشنبه را روز آفتاب و دوشنبه را روز ماهتاب و سهشنبه را روز مريخ و چهارشنبه را روز عطارد و پنجشنبه را روز مشترى و جمعه را روز زهره و شنبه را روز زحل دانستهاند.
(از شمس المعارف الكبرى ص ٣٠)
ايّامُ اللّه
-(اصطلاح عرفانى)روزهاى خدائى.در قرآن مجيد آمده است كه خداوند آسمان و زمين و همۀ آنچه بين آسمان و زمين است در شش روز بيافريد در تفسير كلمۀ ايام بين مفسران و اهل ذوق اختلاف است(رجوع شود به تفسير ابو الفتوح و تفسير فيض كاشى و زاد- المسافرين ناصر خسرو ص ٣٦٧)
ايّامُ الاِسْتِظْهار
-اين اصطلاح فقهى است و مدتى را گويند كه زن بايد صبر كند تا معلوم شود كه حائض است يا مستحاض.
ايّامِ باحُورا
-(از اصطلاحات گاهشناسى است)از روز نوزدهم تموز هشت روز را باحورا گويند و آن روز آغاز شكستن گرما بود و گفتهاند معنى اين لفظ شدت حرارت است و عدۀ گويند كه