فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٤٠ - اوْلِياء
جهت و...هر چه وسائط زيادتر شود جهات متكثره زيادتر ميگردند و از فعل و انفعال هر يك و اشراق و شهود هر يك و محبت عالى.بسافل و عشق سافل بعالى عقول و نفوس طوليه و عرضيۀ زيادى پديد آمده است.
(ش ص ٣٠٤،٣٢٤،٣٥١،٣٦٩،٣٨٣)
اوَّلُ ما صُدِر
-رجوع به اول ما خلق شود.
اوْلَوِيَّت و اشديت
-از اصطلاحات كلامى و فلسفى است.و منظور بيان انواع تقدم است كه از جمله باوليت و اولويت و اشديت است رجوع به تقدم شود و رجوع به تلويحات ص ١٣.
و رجوع به اسفار ج ١ ص ٤٧ شود.
اوْلِياء
-(اصطلاح عرفانى،فقهى) نزد عرفاء.اولياء بعد از انبياءاند كه من عند اللّه مؤيد بحالات و مكاشفات گشتهاند كه باقى خلايق را دسترسى بدان نيست لاجرم خواستند كه احوال اين طايفه را از ديدۀ كوتهنظران نااهل مخفى كنند و چون آنان امناء اللّهاند و نبايد غير اهل بر آنها اطلاع يابد لذا بواسطه اصطلاحات رمزى،احكام اللّه را بيان ميكنند.
(شرح گلشن راز ص ٣٣).
همۀ مؤمنان را نيز اولياء خوانند چنانكه قرآن ميفرمايد اَللّٰهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا .
(شرح تعرف ص ٣-كشاف ص ١٥٣٠).
در حديث است كه
«اولياء عرايس اللّه فى الارض» (مصباح الهدايه ص ٤١٦) .شاه نعمت اللّه گويد:
هر كه را باشد ولايت از خدا
در ولايت باشد او از اولياء
اسم حق باشد ولى در شرع و دين
هم ولايت وصف او باشد يقين
مولوى گويد:
قوم ديگر سخت پنهان مىروند
شهرۀ خلقان ظاهر كى شوند
هم كرامتشان هم ايشان در حرم
نامشان را نشنود ابدال هم
شش جهت عالم همه اكرام اوست
هر طرف كه بنگرى اعلام اوست
و گويد:
آنكه گويند اولياء در كه بوند
تا ز چشم مردمان پنهان شوند
پيش خلق ايشان فراز صد كهاند
گام خود بر چرخ هفتم مينهند
ناصر خسرو گويد:
سه قوم اندر جهان اشرف برينند
ز مردم آنچه خاصانند اينند
نخستين پايه فروتر انبيا راست
و زين پايه فروتر اوليا راست
سيم پايه حكيمان جهانند
كه اسب دانش از گردون جهانند
رازى گويد«ثلاث خصال من صفة الاولياء:الثقة باللّه فى كل شىء و الغنى به عن كل شىء و الرجوع اليه فى كل شىء».
و باز گويد«اوليائه اسراء نعمه و اصفيائه و رهان كرمه و احبائه عبد مننه،فهم عبيد محبة لا يعتقون و رهان كرم لا يفكون و اسراء نعم لا يطلقون.»(طبقات ص ١١٠) ابو عبد اللّه سجزى گويد«علامة الاولياء