فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٩ - إبداع
پايان يافته و در مراتب صعودى بعقل اول ختم ميشوند.
(اسفار ج ٢ ص ١٢٦،١١٨،١١٥) و العبارة عن الابداع هى ان يكون صدور المعلول من مجرد جهة الفاعلية بلا مشاركة حيثية القابلية.(مبدأ و معاد ملا صدرا ص ١٦٤) اصل الابداع و الايجاد جود البارى و رحمته و ايصال كل شىء الى كماله و منتهاه و تحريكه الى غايته و منتهاه و ابلاغ السافل الى العالى.(اسفار ج ٢ ص ١٥٩) اصل الابداع جود البارى و فيضه.
(رسائل ص ٦٤) و الابداع هو تأييس ما ليس بشىء.
(رسائل ملا صدرا ص ٧٠ و ١٨٧ و از اسفار ج ٢ ص ١٧٢) و ليس الابداع و الانشاء تركيبا و لا تاليفا بل تأسيسا و اخراج من العدم الى الوجود.(اسفار ج ١ ص ٥٣) شيخ الرئيس گويد:ابداع عبارت از تأييس شىء است از ليس مطلق و شايسته- ترين موجودى كه مشمول عنوان مبدع است موجودى است كه وجودش بلا واسطه مستند بعلت اول باشد.(شفا ج ٢ ص ٥٢٦، ٥٢٧) اخوان الصفا گويند:ابداع ايجاد شىء از لا شىء است و كلام خدا ابداع است كه«ابدع به المبدعات».(اخوان جزء ٤ ص ٥٢) ناصر خسرو گويد:ابداع صنع مبدع حق است و مر او را گروهى از حكما امر گفتند و گروهى ارادت گفتند اندرين صنع مر مبدعات و مخلوقات را شركتى نيست و آن يكى بود و ديگر نباشد مر او را و پيش از آن چيزى نبود و سپس از آن و جزء آن و آنچه از آن اندر آن بود از بودنيها چيزى نباشد چنانكه خداى متعال همىگويد «وَ مٰا أَمْرُنٰا إِلاّٰ وٰاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» .(زاد المسافرين ص ١٩٥) بابا افضل گويد:و خاصيت ابداع آنست كه ابداع را بوجود محلى موجود پيش از ابداع حاجت نبود كه ابداع بوى رسد.(مصنفات رسالۀ ٥ ص ١٣٧) صدرا گويد فاول ما ابدع اللّه تعالى ابدعه امرا عقليا حيا عالما.(رساله در اعتقاد حكما ص:٢٦ و از رسائل زكرياى رازى ص ٢٣٦ و از مصباح الانس ص ٦١) لاهيجى گويد:اول فائض از حق تعالى عالم ابداع و مشيت و اراده است و ابداع ايجاد شىء است بىنمونه.
و در جاى ديگر گويد:مراتب وجود مختلف است و اعلى مرتبت آن بعد از وجود حق تعالى و وجود مطلق سرمدى عالم ابداع و مشيت و اراده است،و در حديث رضوى است كه مشيت و ابداع و اراده سه نامند كه معنى آنها يكى است.
(شرح نهج البلاغه لاهيجانى ص ٤-٩،٤٥) بايد توجه داشت كه كلمۀ خلق بمعناى عام شامل ابداع ميشود و آن اعم است از ابداع چنانكه در كلمات فلاسفه بر نظام آفرينش بطور جملى اطلاق خلق شده است و در قرآن مجيد نيز بدين معنى