فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٦ - اصالَةُ الْحَقِيقَة
خواصه امكنه أن يعرف كمية اجناس الموجودات و انواعها و ما الحكمة فى- كمياتها على ما هى عليه الان».
(اخوان ج ٣ ص ١٨٢-١٨٣) و گويند خداى متعال علت موجودات را ابداع كرد در حال كه واحد حقيقى و واحد من جميع الجهات است.
و حكمت بالغه او ايجاب كرد كه همه اشياء را واحد بالهيولى و متكثر بالصورت بيافريند و باز حكمت او ايجاب كرد كه همۀ اشياء را ثنائى يا ثلاثى و يا رباعى نيافريند و بلكه حكمت او ايجاب كرد كه اشياء را«على ما هى عليه»بر حسب اعداد و مقادير موجود بيافريند آن طور كه اكنون هست و بعد گويند از اين جهت بعضى اشياء را ثنائى آفريد مانند هيولى و صورت و جوهر و عرض و علت و معلول و..و بعضى را ثلاثى آفريد مانند ابعاد ثلثه،مقادير ثلثه،ازمان ثلاثة(ماضى،حاضر و مستقبل) و بعضى را رباعى بيافريد مانند طبايع اربع(حرارت،يرودت:يبوست و رطوبت) و اخلاط اربعه(صفراء دم،بلغم و سودا) و ازمان اربعه(فصول)و جهات اربعه و غيره و بعضى را خماسى و بعضى را سداسى...
(اخوان ج ٣ ص ١٨٣-١٨٥)
اشْياء ثُنَائِىّ
-رجوع شود باشياء ثلاثى.
اصابِعُ الرَّحْمن
-(از اصطلاحات عرفانى است)و منظور اراده و قدرت بىپايان احديت است كه فرمود قلب المؤمن بين الاصبعين من أصابع الرحمن.
(از رسائل خواجه عبد اللّه ص ٣٦)مولوى گويد:
شد مناسب وصفها در خوب و زشت
شد مناسب حرفها كه حق نوشت
ديده و دل هست بين الاصبعين
چون قلم در دست آيد اى حنين
اصبع لطفست و قهر اندر ميان
كلك دل با قبض و بسطى زين بنان
اشْياءِ رُباعِىّ
-(اصطلاح فلسفى) رجوع شود باشياء ثلاثى.
اشْياءِ مُتَدَرِّجَةُ الْكَونْ
-مراد حركت و زمان و مقولاتى است كه حركت در آنها واقع است.(اسفار ج ٢ ص ١٨٧)
اصالَةُ الْبَراءَة
-اين اصطلاح اصولى است.
و«من جملة الادلة العقلية اصالة البراءة»رجوع باصل برائت شود.
٢-در مورد شك در تكليف مقتضاى اصل،برائت است زيرا بحكم عقل مؤاخذه بدون بيان قبيح است.
(از كليات حقوقى ص ١)
اصالَةُ الْحَقِيقَة
-(از اصطلاحات اصولى است).
در كليات حقوقى آمده است:
بناء عقلا بر اين است كه لفظ حمل بر معنى حقيقى شود پس هر گاه احتمال دهيم كه متكلم از لفظ غير معنى حقيقى را اراده كرده و قرينه ظاهرى بر آن نباشد ميگوئيم نظر باصالة الحقيقة كه مبناى آن بناء عقلا است معنى حقيقى را اراده كرده و اگر متكلم بعد از اين ادعا كند كه مرادش از لفظ،معنى حقيقى آن نبوده بلكه معنى