تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٧ - گفتن روح القدس مريم را كه من رسول حقم به تو ، آشفته و پنهان از من مشو كه فرمان اين است
آيه
در تجسم موجود مجرد در قلمرو طبيعت درون ذات و برون ذات متحد مى شوند
((٣٧٨٦)) خون همى گويد من آيم هين مريز يوسفم گرگ از توام اى پر ستيز
((٣٧٨٧)) تو نمى بينى كه يار بردبار چون كه با او ضد شوى گردد چو مار
((٣٧٨٨)) لحم او و شحم او ديگر نشد برقرار اوّل است آن سان كه بد
((٣٧٨٩)) شمع مريم را بهل افروخته كه بخارا مى رود آن سوخته
آيه « قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا . » ١٩ : ١٩ (١) [ موقعى كه حضرت مريم از ديدن فرشته به شكل انسان به خداوند پناه برد ، آن فرشته ] ( گفت : من فرستادهء خداى تو هستم ، تا براى تو پسر پاكيزهاى ببخشم . )
((٣٧٧٣)) مريما بنگر كه نقش مشكلم هم هلالم هم خيال اندر دلم
در تجسم موجود مجرد در قلمرو طبيعت درون ذات و برون ذات متحد مى شوند مضمون اين بيت فوق العادهء مهم به نظر مى رسد و جلال الدين در اين بيت تجرد فرشتگان را بخوبى مجسم ساخته ، توصيف شگفت انگيزى در موضوع تجرد نموده است .
براى توضيح و تحليل اين مضمون چند بيت از ابيات عنوان قبلى ( پيدا شدن روح القدس به صورت آدمى بر مريمعليها السلام . . . ) را هم متذكر مى شويم . جلال الدين در آن ابيات چنين گفته بود .
ديد مريم صورتى بس جان فزا جان فزايى دل ربايى در خلا پيش او بر رست از روى زمين چون مه و خورشيد آن روح الامين
(١) سوره مريم ، آيهء ١٩ . .