تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٤ - آيا ممكن است كرهء زمين روزى به شكل يك وطن واقعى براى عموم انسانها از هر نژاد و هر مكتب كه بوده باشند در آيد ؟
كه موجب تفاعل و تكاپو گشته و به عنوان ايجاد كنندهء تكامل انجام وظيفه نمايد ؟ ٣ - آيا پيش تازان به معناى عمومى حاضر خواهند گشت كه از موقعيتهايى كه عناوين وطن و نژاد و مكتبهاى براى آنان ميسّر ساخته است ، دست بردارند و مرزها را بر طرف كنند ؟ ٤ - آيا اعلاميه جهانى حقوق بشر و سازمان ملل متحده در اين راه قدم مؤثرى مى تواننند بردارند ؟ ٥ - آيا اتحاد جهان وطنى با حفظ اختلافات نژادى و وطنهاى طبيعى و عقايد مكتبى از راه دموكراسى و سياستهاى خردمندانه امكان پذير خواهد بود ، يا به پذيرش عمومى مقدارى از ايده هاى كلى جهان وطنى نيازمند است كه به وسيلهء تحول و جهشهاى انقلابى به جوامع ملل و روى زمين قابل هضم خواهد گشت ؟ به جز پاسخ سؤال شمارهء ٥ كه راه وصول بايدهء جهان وطنى را مطرح مى كند ، به عقيدهء ما پاسخ سؤالات چهارگانه مثبت است و دلايل و شواهد قطعى چه از نظر روانى و چه از نظر مشاهدات تاريخى گذشته و رويدادهاى معاصر ، وجود دارد كه امكان پذير بودن جهان وطنى را اثبات مى كند .
فقط مسئلهاى كه وجود دارد و اميد ما را در اين مورد ممكن است به نوميدى مبدل بسازد . مسائل مربوط به سؤال شمارهء ٣ است .
آيا اين اطمينان براى پيش تازان جوامع و متصديان امور اجتماعى وطنها ايجاد خواهد گشت كه مؤسسات بين المللى كه مى خواهند ايدهء جهان وطنى را پياده كنند ، راست مى گويند ؟ نكند اين مؤسسات نقش دانه پاشيدن در مقابل آشيانه ها را به عهده گرفتهاند كه صاحب وطنان را از آشيانه ها بيرون بريزند و در دام ماهرانهء خود گرفتارشان بسازند .