تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢١ - گروه سوم - آيات زيادى است كه با اشكال مختلف وطن را در موقع ناهموارى براى زندگى به طور عموم و زندگى معتقدانه به ايده آل دينى بالخصوص ، قابل طرد و مهاجرت از آن را مطلوب معرفى مى كند
از قبيل :
« إِنَّما جَزاءُ اَلَّذِينَ يُحارِبُونَ الله وَرَسُولَه وَيَسْعَوْنَ فِي اَلأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ اَلأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي اَلدُّنْيا وَلَهُمْ فِي اَلآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ . » ٥ : ٣٣ [١] ( جز اين نيست كه جزاى كسانى كه با خدا و رسولش به پيكار بر مى خيزند و در روى زمين براى فساد مى كوشند ، اين است كه كشته شوند يا به دار آويخته شوند ، يا دستها و پاهايشان به طور خلاف قطع شود . [ قطع به طور خلاف پاى چپ با دست راست يا بالعكس را مى گويند ] يا از زمين خود تبعيد شوند ، اين كيفرها براى آنان در اين دنيا رسوايى است و براى آنان در آخرت عذاب بزرگى است ) .
از مضمون آيهء فوق چنين بر مى آيد كه تبعيد از وطن تنها براى آن نيست كه محارب و مفسد بيك نقطهء بيگانه بروند و نتوانند دست به فعاليت بزنند ، بلكه تبعيد را مانند قتل و به دار آويخته شدن و بريده شدن دست و پا به عنوان كيفر رسوا كننده بيان مى كند .
خلاصه وطن به اصطلاح عرفى و اجتماعى با نظر به آيات فوق محبوبيت داشته و به طور طبيعى موجب تعلق خاطر آدمى بوده و محبت به وطن نه تنها ممنوع قلمداد نشده است ، بلكه چنان كه از آيات شريفه بر مى آيد محروميت بىدليل از زندگى در وطن مى تواند موجب مقاومت و پيكار هم بوده باشد .
گروه سوم - آيات زيادى است كه با اشكال مختلف وطن را در موقع ناهموارى براى زندگى به طور عموم و زندگى معتقدانه به ايده آل دينى بالخصوص ، قابل طرد و مهاجرت از آن را مطلوب معرفى مى كند مانند :
[١] سوره المائدة ، آيهء ٣٣ . .