تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٢ - پيدا شدن روح القدس به صورت آدمى بر مريم به وقت غسل و برهنگى و پناه گرفتن به حق تعالى
خيالات و پندارها و به طور كلى تمام ادراكات مقام پرستان مصروف اعتلاى خود طبيعى يا به اصطلاح جلال الدين آويزان شدن از سبلهاى مردم ، و تشنهء پيش روى گلهء انسانها مانند بز كه تمام ادراكات و فعاليتهاى مغزيش در پيدا كردن سنگ و تپه ايست كه روى او برود و خود را از همهء جلگه بالاتر به بيند .
اگر از اين افراد بگذريم و به آن قافلهء انسانها برسيم كه ادراكاتشان را در خدا يابى بكار مى برند ، خواهيم ديد : تكاپو و فعاليت مغزى آنان نيز بسيار گوناگون است ، حتى يك فرد انسان هم در حالات مختلف داراى اوهام و انديشه ها و خيالات متنوعى است .
توهمى وجود دارد كه هيمن كه در مغز انسانى سر بر آورد ، مانند باز سبكبال بپرواز در مى آيد و فضاى ابهام انگيزى را در افق روح پيش مى گيرد ، در كجا خواهد ايستاد و به زمين خواهد نشست ؟ در كجا شكارى پيدا خواهد كرد و شكارش از چه مقوله است ؟ هيچ كس نمى داند .
توهم ديگرى هم وجود دارد كه مانند تير گذرگاه خود را مى شكافد و مى رود . خيال و وهمهاى ديگرى در درون آدمى سر مى كشد و مانند كشتى با بادبان به سير در پهنهء اقيانوس درون ذات و برون ذات مى پردازد .
اما متاسفانه اغلب كشتىهاى خيالات و اوهام و جريانات درونى بدون بادبان و قطب نما در سطح اقيانوس درون و برون براه مى افتد و در كام گردابها فرو مى رود ، اگر بتواند از كام گردابى نجات پيدا كند ، در گرداب ديگر سر نگون مى گردد .
بعضى از جريانات خيالى و وهمى مى تواند گردابها را پشت سر بگذارد ، اما متاسفانه قطب نمايى ندارد كه مقصد معينى را نشان بدهد .
توهمات ديگرى هم در درون آدمى به وجود مى آيد كه سر نكشيده بر مى گردد و توانايى حركت را ندارد .