تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٤ - بيان آن كه حق تعالى هر چه داد و آفريد از سماوات و ارض و اعيان و اعراض همه به استدعاى حاجت آفريد خود را محتاج چيزى بايد كردن تا بدهد كه
بيان آن كه حق تعالى هر چه داد و آفريد از سماوات و ارض و اعيان و اعراض همه به استدعاى حاجت آفريد . خود را محتاج چيزى بايد كردن تا بدهد كه « أَمَّنْ يُجِيبُ اَلْمُضْطَرَّ إِذا دَعاه » ٢٧ : ٦٢ . اضطرار گواه استحقاق است
((٣٢٠٨)) هر چه روييد از پى محتاج رست تا بيابد طالبى چيزى كه جست
((٣٢٠٩)) حق تعالى كاين سموات آفريد از براى رفع حاجات آفريد
((٣٢١٠)) هر كه جويا شد بيابد عاقبت مايه اش درد است و اصل مرحمت
((٣٢١١)) هر كجا دردى دوا آن جا رود هر كجا فقرى نوا آن جا رود هر كجا مشكل جواب آن جا رود هر كجا پستى است آب آن جا رود
((٣٢١٢)) آب كم جو تشنگى آورد به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست
((٣٢١٣)) تا نزايد طفلك نازك گلو كى روان گردد ز پستان شير او
((٣٢١٤)) رو بدين بالا و پستىها بدو تا شوى تشنه و حرارت را گرو
((٣٢١٥)) بعد از آن از بانگ زنبور هوا بانگ آب جو نيوشى اى كيا
((٣٢١٦)) حاجت تو كم مباشد از حشيش آب را گيرى سوى او مى كشيش
((٣٢١٧)) گوش گيرى آب را و مى كشى سوى زرع خشك تا يابد خوشى
((٣٢١٨)) زرع جان را كش جواهر مضمر است ابر رحمت پر ز آب كوثر است
((٣٢١٩)) تا سقاهم ربهم آيد خطاب تشنه باش الله اعلم بالصواب
آيه « أَ مَّنْ يُجِيبُ اَلْمُضْطَرَّ إِذا دَعاه وَيَكْشِفُ اَلسُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ اَلأَرْضِ ٢٧ : ٦٢ . . . » (١) ( [ بلكه آيا به آن چه كه شرك مى ورزند با آن خدا مساوى است ] كه مردم گرفتار در اضطرار را اجابت مى كند و بدى را از آنان بر طرف مى سازد و شما را در روى زمين جانشينان گذشتگان [ يا جانشينان خليفه الله ] قرار مى دهد ؟ )
(١) سوره النمل ، آيهء ٦٢ . .