تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٦ - پرتو نور الهى است كه اين خورشيدها و آن خورشيدها را كه اين خورشيدها را روشن ساخته است فروزان مى نمايد
نپذيريم ؟ بكدامين دليل منطقى وابستگى همان آفتاب را به خورشيد روشنتر و اصيلتر ديگرى انكار و مورد ترديد قرار بدهيم ؟ هم اكنون پس از اكتشاف ميليونها خورشيد در كهكشانها و نورانيتى ميليونها برابر خورشيد در بعضى از كازارها كه به تازگى مورد مشاهدهء رصدگاههايى مانند پالومار و غيره گشته است ، مى تواند حتى در جهان طبيعت اجسام نورانى روشنتر از آفتاب فضاى ما را نشان بدهد .
در پديده هاى روانى هم مى توانيم با اين روشنايىهاى فوق هم روبه رو شويم : ما به يك موضوع علم اليقين پيدا مى كنيم ، آن موضوع براى ما روشن مى شود ، يا يك روشنايى در درون ما در بارهء آن موضوع پيدا مى شود . با تماس بيشتر در بارهء آن موضوع و پذيرش كامل آن به جهت دخالتش در حيات ما ، روشنايى درونى ما در بارهء آن موضوع به حق اليقين مى رسد و تدريجا با در آميختن همان موضوع با روان ما به مرتبهء عين اليقين گام مى گذارد . روشنايى عين اليقين با علم اليقين آن تفاوت را دارد كه نور مهتاب منعكس در آب زلال با پرتو خورشيد .
اين انوار درخشان كه در كرات فضايى مانند خورشيدها نمودار مى گردد ، خود مستند به جريانات پشت پردهء طبيعت است كه به قول ماكس پلانك نمودهاى ظاهرى نور مانند علاماتى است كه از آن جريانات پشت پردهاى براى ما مخابره مى شود منطق وابستگى چنين اقتضا مى كند كه آن جريانات داراى آن عظمت و برترى بوده باشند كه بتوانند در روى طبيعت تيره پرتوى ايجاد كنند .
آن گاه همان جريانات پشت پردهاى ناشى از مشيت نورانى الهى است كه آن جريانات را به وجود مى آورد و آنها را براى ايجاد خورشيدهاى عالم طبيعت وادار مى كند .