تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧١ - انحراف درونى يك پديدهء بىطرف نيست ، بلكه علتى است كه مهرها را كينه ، حقها را باطل ، نكته هاى بكر و لطيف را كهنه و كثيف مى سازد
ب - عامل اختيارى - آن چه كه مذاهب و مكتبهاى اخلاقى و ساير اصول شايستهء انسانى اهميت مى دهد ، همين قسم است ، يعنى جوهر رسوب يافتهء اختيارى . بتوضيح اين كه براى به وجود آوردن انسان سالم با روح شايستهء انسانى كه در هر حال و در هر موقعيت بتواند موجودى در راه تكامل ايده آل بوده باشد ، لازم است كه از تبلور و رسوب جوهرى در درون كه باعث دگرگون ساختن واقعيات و رنگ آميزى آنها بوده باشد ، جلوگيرى شود . اين مطلب بان سادگىها نيست كه اغلب مردم حتى بعضى از متفكرين گمان مى كنند . اولًا بايد بدانيم كه ما در اين مطلب با چند مسئله روبه رو هستيم و سپس وضع روانى انسان را در مقابل آن مسائل مورد بحث و بررسى قرار بدهيم :
مسئلهء يكم - آيا رسوب يافتن جوهر مخصوص در درون ، يكى از پديده هاى ضرورى و طبيعى است ؟ مسئلهء دوم - اگر رسوب يافتن آن جوهر يك پديدهء ضرورى و طبيعى نيست از نظر ارزش چطور ؟ يعنى آيا تبلور و رسوب جوهر از هر نوع كه باشد ، داراى ارزش است يا نه ؟ مسئلهء سوم - آيا تعليم و تربيت در تضعيف و تشديد و به طور كلى در وجود و عدم جوهر مزبور موثر است يا نه ؟ مجبوريم بار ديگر براى اهميت بررسى اين جوهر رسوب يافته ، متذكر شويم كه : پديده مزبور از نظر ارزش و ضرورت هر چه باشد ، دامن گير اكثريت قريب به اتفاق انسانها حتى متفكرين مى باشد . اگر جوهر مزبور را از متفكرين و جهان بينان منها كنند ، آثار روانى و فكرى آنان در بارهء انسان بسى محدود و محتويات اين همه كتابهاى بىشمار را در چند مجلد كتاب محدود مى توان عرضه كرد . ولى در مقابل اين محدوديت و تقليل ، قيافهء درخشان علمى خالص و تماس با واقعيتهاى آنان چنان بروز مى كند كه طلاى ناب خالص از اختلاط به خاكهاى بىارزش .