تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - ٢ - بايد بپذيريم كه قانون عليت به پيروى تحرك و تحول دائمى جهان و اجزاء آن ، مانند فوتونهاى نور ريزش مى كند
٢ - بايد بپذيريم كه قانون عليت به پيروى تحرك و تحول دائمى جهان و اجزاء آن ، مانند فوتونهاى نور ريزش مى كند .
سنگ بر آهن زنى آتش جهد هم به امر حق قدم بيرون نهد سنگ و آهن خود سبب آمد و ليك تو به بالاتر نگر اى مرد نيك كاين سبب را آن سبب آورد پيش بىسبب هرگز سبب كى شد ز خويش اين سبب را آن سبب عامل كند باز گاهى بىپر و عاطل كند [١] آن سببها كانبيا را رهبر است آن سببها زين سببها برتر است اين سبب را محرم آمد عقل ما و ان سببها راست محرم انبيا اين سبب چبود ؟ به تازى گو رسن اندر اين چَه اين رسن آمد به فن گردش چرخ اين رسن را علت است چرخ گردان را نديدن زلَّت است اين رسنهاى سببها در جهان هان و هان زين چرخ سر گردان مدان [٢] چار طبع و علت اولى نيم در تصرف دايماً من باقيم [٣] هست بر اسباب اسبابى دگر در سبب منگر در آن افكن نظر [٤]
جلال الدين در ابيات فوق دو مطلب مهم را تذكر مى دهد :
مطلب يكم - قانون سببيت ( عليت ) در جهان هستى جريان دارد و اين جاى ترديد نيست ، وقتى كه تو سنگ را بر آهن بزنى شرارهاى از آن بر مى آيد ، دو مادهء مستعد وقتى كه اصطكاك شديد با يكديگر داشته باشند ، معلولى را كه شراره است ، ايجاد مى كنند .
[١] دفتر اول ، ص ١٩ بيت ٦٧ تا ٧٠ . .
[٢] دفتر اول ، ص ٢٠ بيت ١ تا ١٥ . .
[٣] دفتر دوم ، ص ١٠٤ بيت ١٠ . .
[٤] دفتر سوم ، ص ١٧٧ بيت ٢٧ . .