تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٢ - مقدمهء سوم - جلال الدين معمولا بجاى كلمهء علت سبب و بجاى معلول مسبب را به كار مى برد
قسم يكم - حوادث بىارتباط مانند افتادن برگى از درخت به زمين در باغ و بنزين گرفتن يك اتومبيل در خيابان .
قسم دوم - رويدادهاى يكى در كنار ديگرى به جهت آن كه معلول يك علتاند ، مانند ، خشك شدن رطوبت زمين و روييدن گياه به سبب تابش آفتاب .
تقسيمات فوق همه ناشى از ملاحظهء قرار گرفتن حوادث در رودخانه زمان و وجود رابطه و عدم آن در ميان حوادث مى باشد . رويدادهاى جهان و انسان تقسيم ديگرى را با نظر به اهميت در بعضى از آنها بالنسبه به هدفهاى زندگى و واقعيت هستى دارا مى باشند ، مانند جريان چشمه سار بيك آبادى بىآب كه بدون آن ، حيات مردم در خطر مى افتد ، با عبور يك گربه از كوچه آن آبادى . . . بدين ترتيب به جهت ملاكهاى مختلف حوادث جارى در جهان طبيعى و انسان تقسيمات گوناگونى مى تواند داشته باشد .
مقدمهء سوم - جلال الدين معمولا بجاى كلمهء علت سبب و بجاى معلول مسبب را به كار مى برد .
كلمهء علت در قرنهاى اخير بيش از كلمهء سبب رواج پيدا كرده است . سابق بر اين در علوم فلسفى براى نشان دادن مفهوم علت از هر دو كلمهء سبب و علت استفاده مى كردند ، احتمال مى رود كه چون مفهوم علت تا حدودى عمومى تر از مفهوم سبب است ، لذا جلال الدين اغلب سبب را انتخاب كرده است ، زيرا علت بمعناى بيمارى و خلاف اعتدال نيز گفته مى شود ، به اضافهء اين كه اجزايى از علت را هم بدون اين كه همهء اجزاء علت بوده باشد ، علت گفته مى شود ، به عبارت ديگر علت ناقص را هم علت مى گويند ، در صورتى كه معمولًا سبب در موارد علت تام و كامل بكار مى رود . لذا بكار بردن سبب مناسبتر بوده است . اكنون مى پردازيم به تحقيق نظريات جلال الدين در بارهء علت و معلول و رابطهء عليت :