دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٦ - مشاوران نابكار
كشته شوند. حال، با وجود اين همه ذهن بيمار و انديشه فاسد و جهتگيرى ستمگرانه و شورشبرانگيز، چه نيازى به سؤال از علل شكلگيرى شورش است؟
در اين روز، تنها كسى كه از سر سوز و به لحاظ حراست از هويّت جامعه اسلامى، خالصانه به عثمان نصيحت مىكند و عثمان را از پيامدها بر حذر مىدارد، على ٧ است؛ كسى كه با آن همه ظلم روا شده به وى، باز هم نمىخواهد كار بِدان جا بكشد ... و اى كاش كه گوش شنوايى باشد و عثمان، به عهدهايى كه مىبندد و قولهايى كه مىدهد، پايدار بمانَد!
امام على ٧ درباره موضع خود و چگونگى برخورد اطرافيان عثمان، سخنانى نغز و بيدارگر دارد. از جمله:
وَاللّهِ ما زِلتُ أذُبُّ عَنهُ حَتّى إنّي لَأَستَحي، ولكِنَّ مَروانَ ومُعاوِيَةَ وعَبدَ اللّهِ بنَ عامِرٍ وسَعيدَ بنَ العاصِ هُم صَنَعوا بِهِ ما تَرى. فَإِذا نَصَحتُهُ و أمَرتُهُ أن يُنَحِّيَهُمُ استَغَشَّني حَتّى جاءَ ما تَرى.
به خدا سوگند، هماره از او دفاع كردم تا آن كه خجل شدم. مروان و معاويه و عبد اللّه بن عامر و سعيد بن عاص، با او كارى كردند كه مىبينيد و چون او را نصيحت و امر كردم كه آنان را براند، مرا به خيانتْ متّهم كرد، تا [اين كه] آنچه مىبينيد، پيش آمد.[١]
اينها و جز اينها كه گفتيم، عوامل خيزش بر ضدّ عثمان و زمينههاى قيام بر ضدّ خلافت مركزى بود. مسعودى در مروج الذهب درباره دلايل اعتراضات بر ضدّ عثمان مىگويد:
در سال سى و پنجم [هجرى] اعتراضها نسبت به عثمانْ فراوان شد و رد و انكار كارهايش بالا گرفت؛ همانند آنچه ميان او و عبد اللّه بن مسعود واقع شد و [قبيله]
[١]. تاريخ الطبرى: ج ٤ ص ٣٧٨.