دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٣ - ٤/ ٦ عفو قاتل هرمزان و دختر ابو لؤلؤ
خبر نماز خواندن او با حالت مستى و گفته او به كوفيان، پس از آن كه نماز صبح را چهار ركعت خواند، مشهور است. راويانِ اين خبر، ثقه و مورد اعتمادند و آن را، هم محدّثان و هم مورّخان نقل كردهاند ....
در ميان اخبارى كه طبرى نقل مىكند، خبرى است كه برخى از كوفيان، بر وليد، تعصّب ورزيدند و از روى ستم و حسادت، بر ضدّ او شهادت دروغ دادند كه او شرابْ قى كرده است.
طبرى، داستان را باز گفته و افزوده است: عثمان به وليد گفت: اى برادر من! بردبار باش! خداوند به تو اجر مىدهد و اينان بار اين گناه را با خود مىبرند؛ ولى اين خبر، از قصّههاى داستانسرايان و برخى مورّخان است كه محدّثان، آن را صحيح نمىدانند و نزد دانشيان، اصل و ريشهاى ندارد.
٤/ ٦
عفو قاتل هُرمزان و دختر ابو لؤلؤ
١١٥١. السنن الكبرى به نقل از عبد اللّه بن عبيد بن عمير: چون عمرْ ضربت خورد، عبيد اللّه بن عمر بر هُرمزان يورش برد و او را كشت. به عمر گفته شد: عبيد اللّه بن عمر، هرمزان را كشته است.
گفت: چرا او را كشته است؟.
[عبيد اللّه بن عمر] گفت: چون او پدرم را كشته است.
گفته شد: به چه دليل؟
گفت: پيش از آن، او را ديدم كه با ابو لؤلؤ خلوت كرده بود. او كسى است كه فرمان كشتن پدرم را داده است.
عمر گفت: من از اين، اطّلاعى ندارم! بنگريد، وقتى مُردم، از عبيد اللّه بيّنه (شاهد و دليل) بخواهيد كه [نشان دهد] هرمزان، مرا كشته است. پس اگر بيّنه آورد، خون هرمزان در برابر خون من [به حق ريخته شده است] و اگر بيّنه نياورد، عبيد اللّه را در برابر [خون] هرمزان، قصاص كنيد.
چون عثمان به خلافت رسيد، به او گفته شد: آيا وصيّت عمر را درباره عبيد اللّه اجرا نمىكنى؟
گفت: ولىّ دمِ هرمزان كيست؟.
گفتند: تو، اى امير مؤمنان!
گفت: من از عبيد اللّه بن عمر گذشتم.