دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - اصلاحات علوى
سياست نيست؛ بلكه خدعه، نيرنگ، فريب و به تعبير امام صادق ٧، «نكراء» است.[١]
از نگاه على ٧، حكومت، چيرگى بر دلها و تسخير خردها و عاطفههاست، نه رامسازى «تن» ها و سلطه بر افراد و چيرگى بر گُردهها. چنان تفسيرى از حكومت، چه نيازى به توسّل به ابزار نامشروع سياسى دارد. قدرت در نگاه او جز براى احقاق حق، قداستى ندارد تا براى حفظ آن، به شيوههاى باطلْ چنگ بيفكند. تصرّف دلها راهى جز استفاده صحيح از شيوهها و راه سپردن بر اساس ارزشها ندارد. سياستهاى نامشروع و باطلگرايانه، شايد روزگارى كوتاه، با جست و خيزْ سلطه بيافرينند و آن را ادامه دهند؛ امّا هرگز دوام نخواهند آورد و براى مردم، جز زيان، چيزى نخواهند داشت كه:
لِلحَقِّ دَولَةٌ ولِلباطِلِ جَولَةٌ.[٢]
حقّ را دولتى است، و باطل را جولانى.
اصلاحات علوى
با اين نگرش به حكومت و حاكميت، و با اين تفسير از سياست، على ٧ زمام امور را به دست مىگيرد و بر اين اساس، پس از دست يافتن به قدرت سياسى، بىدرنگ، اصلاحات حكومتى را با شعار «عدالت اجتماعى و اقتصادى» آغاز مىكند. او هدف از پذيرش حكومت را «ايجاد اصلاحات و احقاق حقوق پايمال شده» اعلام كرده بود. على ٧ بر اين باور بود كه آنچه در روزگار پيش از وى و پس از پيامبر خدا روى داده، جامعه را يكسر ديگرگون كرده است و ارزشها ديگرسان
[١]. امام صادق ٧ درباره هوش سياسى معاويه مىفرمايد:« تلك النكراء تلك الشيطنة وهي شبيهة بالعقل و ليست بالعقل؛ اين، نيرنگ و شيطنت است و به عقل مانَد؛ اما عقل نيست»( الكافى: ج ١ ص ١١).
[٢]. الكافى: ج ٢ ص ٤٤٧.