دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٥ - ١/ ٦ رو آوردن مردم براى بيعت
چهقدر سزاوار است كه [اين بيعت] شكسته شود!
امّا به نظر مىرسد كه اين نسبت، استوار نباشد و بر نااستوارى آن، به عقل و نقل مىتوان استناد كرد.
بىگمانْ عقل، در هنگامهاى آنچنان، كه مردمانْ يكسر بر پيمانى گرد آمدهاند، تفأّل به ناكامى را روا نمىدارد و از اين روى، هيچ خردمندى چنين نمىكند. چگونه على ٧، آن خردمند بىبديل، در نخستين روز بيعت، در ميان مردمْ نقضِ بيعت يكى از برجستهترين چهرههاى سياسى را مطرح مىسازد، آنهمبا استناد بهتطيّر و تفأّل؟!
اينگونه سخن راندن، از يك سو جوّ شايعه را براى سست كردن پايههاى حكومت، دامن مىزند و از سوى ديگر، نوعى ترغيب براى شكستن پيمان است و بىگمان، افترايى است بر امام.
بهعلاوه، در روايات فراوانى، تطيّر، ناپسند تلقّى شده است و مردم، از تطيّر بازداشته شدهاند وبرايننكته تأكيد شده است كه اهل بيت :، فالِ بد نمىزنند و ....
بدين سان، بسيار بعيد است كه امام ٧ چنين سخنى بر زبان آورد و يا به عملى اين گونه نااستوار، دست يازد.
١/ ٦
رو آوردن مردم براى بيعت
١٢٩٩. امام على ٧ در توصيف بيعت خود: به سانِ شتران كه به بچّههاى تازه متولّد شدهشان روى مىآورند، به من رو آورديد، در حالىكه مىگفتيد: «بيعت، بيعت!». دست خود را بستم، و شما آن را باز كرديد. دست خود را وا گرفتم، و شما آن را [به سوى خود] كشيديد.