دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٧ - گزيده سخن، آن كه
مىآيد، بىگمانْ كذب محض است.
٨. رهبرى عبد اللّه بن سبا در جريان قتل عثمان و نيز اثرپذيرى صحابيان و ديگر مسلمانان از او، كذب محض است و چنانچه مورّخان معتبر نيز آن را گزارش مىكردند، توجّه به واقعيّت جامعه اسلامى آن روز و شخصيّتهاى برجسته صحابى، در استوارى آن گزارشها ترديد ايجاد مىكرد.
٩. گفتيم كه سيف بن عمر، بر اساس گزارش رجاليان، مطعون و دروغپرداز است. اكنون مىافزاييم كه اگر سيف، چهرهاى مقبول نيز مىداشت، اين گزارشها به لحاظ نقد محتوايى، پذيرفتنى نبودند. طرح جريانها در اين گزارشها به حدّى خام و نسنجيده است كه هيچ مورّخ و حتّى انسان معمولىاى نيز نمىتواند آنها را بپذيرد.
نكته ديگر اين كه اين گزارشها، از وى چهرهاى برجسته و تأثيرگذار ساختهاند؛ امّا گاه رفتارهاى وى را به گونهاى رقم زدهاند كه انسان معمولى نيز آن چنان نمىكند، تا چه رسد به يك چهره با شعور سياسى و برجسته!
١٠. به هر حال، به نظر مىرسد كه دو ديدگاه كاملًا متضاد در دو سوى افراط و تفريط، پذيرفتنى نيستند؛ يعنى نه نقشآفرينى شگفت عبد اللّه بن سبا پذيرفتنى است و نه موهوم بودن او. او فردى است معمولى و شايد با ديدگاهى غلوآميز.
يادآورى مىكنيم كه علّامه عسكرى به وجود اين نقلها توجّه داشته است؛ چرا كه اين نقلها را مطرح و درباره آنها بحث كرده و سپس به نااستوارى آنها رسيده است. اكنون، مجال مناقشه در آن بحثها نيست. به پندار ما، دلالت نقلها بر وجود «ابن سبا» حتمى است؛ امّا تنها در همين حد، يعنى در حدّ يك شهروند عادى، همانند ديگر كسانى كه در جامعه اسلامى زندگى مىكردهاند.