دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٣ - ٢ فرصتطلبان
اين باور است كه عامل قتل عثمان، اوست.
عايشه نيز چنين است. او نيز در انتظار بر كشيدن خويشان خود است. جمله معروف او اين است:
پير خِرِفت را بكشيد، كه كفر ورزيده است.[١]
و آن گاه كه عثمان كشته مىشود و ورق برمىگردد، در موضعى ديگر مىايستد. اين، نشانگر آن است كه او در پى چيزى غير از حق است. او بعدها در جنگ جمل، وقتى مورد سؤال قرار مىگيرد كه: «چرا آن روز، ما را به قتل عثمانْ تحريك كردى و اكنون، هوادار و خونخواه او شدهاى؟»، مىگويد:
گفتم و گفتند و گفته اكنونم از گفته پيشينم بهتر است.[٢]
عمرو بن عاص نيز از اين گونه كسان است. او در زمان حكومت عثمان، موقعيّت خود را از دست داده است و براى او دشوار است كه بنگرد مصرى كه او فتح كرده، اكنون در دست عبد اللّه بن ابى سرح است. او تلاش مىكند كه شورش بر ضدّ عثمان، شتاب بيشترى بگيرد. برخى از تلاشهاى او را در اين زمينه، در ضمن گزارش متون آورديم. خود او مىگويد:
من ابو عبد اللّه هستم. وقتى به دُمَلى دست كشم، بازش مىكنم. من حتّى چوپان گله بر سر كوه را بر او مىشورانم.[٣]
زبير نيز چنين است. او با طلحه همراه است و مىكوشد تا از خيزش مردم، در فرصتى مناسب، براى رسيدن به اهداف دلخواه خويش بهره گيرد. او خود را رهبر آنان مىداند.
[١]. الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٣١٣، الفتوح: ج ٢ ص ٤٣٧.
[٢]. تاريخ الطبرى: ج ٤ ص ٤٥٩.
[٣]. تاريخ الطبرى: ج ٤ ص ٣٥٧.