دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٥ - ٢/ ١ فرياد عدالت و پژواك آن
سوگند، شما و ديگران، جز اين، چيزى نزد من نداريد. خداوند، دلهاى ما و شما را به حق هدايت گرداند و به ما و شما صبر و پايدارى الهام كند!».
سپس فرمود: «خداى بيامرزد كسى كه حقّى را ببيند و آن را كمك كند، و ستمى را ببيند و آن را طرد سازد، و ياورِ حقيقت، در برابرِ حقستيزان باشد».
[ابن ابى الحديد مىگويد:] استاد ما ابوجعفر گويد: گزارش شده كه طلحه و زبير، به هنگام بيعت گفتند: ما با اين شرط با تو بيعت مىكنيم كه شريك تو در حكومت باشيم، و امام على ٧ در پاسخ آنان فرمود: «خير؛ ولى شما در غنيمت شريك من هستيد. هيچكس را بر شما و يا بر يك برده حبشىِ بينى بريده، به يك درهم و كمتر، ترجيح ندهم. نه من چنين كنم و نه اين دو فرزندم. اگر بر واژه" مشاركت" اصرار داريد، شما ياوران من به هنگام ناتوانى و نياز هستيد، نه به هنگام توانمندى و پايدارى».
ابوجعفر گويد: آنان شرايطى گذاشتند كه در عقد امامت،[١] روا نيست، و او شرايطى گذاشت كه در دين و شريعت، واجب است. گزارش شده كه زبير، در ميان جمعيت، بانگ زد: اين است پاداش ما از على! در قضيه عثمان، به نفع او به پا خاستيم تا عثمان كشته شد. وقتى با كمك ما به مقصودش رسيد، زيردستان ما را بالادست ما قرار داد.
و طلحه گفت: سرزنش، سزاوار ماست. شوراى سه نفرهاى بوديم كه يكى از ما، يعنى سعد، مخالفت ورزيد و ما دو تن با او بيعت كرديم. آنچه ما در اختيار داشتيم، به او بخشيديم و آنچه او در دست داشت، از ما دريغ كرد. امروز، اميدهاى ديروز را بر باد رفته مىبينيم و بر خطاى امروز، به فردا اميد نبنديم.
[ابن ابى الحديد گويد:] اگر بگويى كه «ابوبكر نيز مانند امير مؤمنان به مساوات تقسيم كرد و كسى بر او خُرده نگرفت، چنانكه در ايّام امير مؤمنان خُرده گرفتند، چه تفاوتى ميان دو زمان است؟»،
گويم: ابوبكر، به پيروى از تقسيمهاى پيامبر خدا اموال را به مساوات، قسمت كرد و آنگاه كه عمر به خلافت رسيد و گروهى را به گروهى ترجيح داد، بدين امر، خوگرفته، رفتار گذشته
دانش نامه امير المومنين «٧» بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، جلد ٣، ص٥٥٦
قُلوبُهُم حُبَّ المالِ وكَثرَةَ العَطاءِ، و أمَّا الَّذينَ اهتَضَموا فَقَنِعوا ومَرَنوا عَلَى القَناعَةِ، ولَم يَخطُر لِأَحَدٍ مِنَ الفَريقَينِ لَهُ أنَّ هذِهِ الحالَ تَنتَقِضُ أو تَتَغَيَّرُ بِوَجهٍ ما، فَلَمّا وَلِيَ عُثمانُ أجرَى الأَمرَ عَلى ما كانَ عُمَرُ يَجريهِ، فَازدادَ وُثوقُ القَومِ بِذلِكَ، ومَن ألِفَ أمراً شَقَّ عَلَيهِ فِراقُهُ، وتَغييرُ العادَةِ فيهِ، فَلَمّا وَلِيَ أميرُ المُؤمِنينَ ٧ أرادَ أن يَرُدَّ الأَمرَ إلى ما كانَ في أيّامِ رَسولِ اللّهِ ٦ و أبي بَكرٍ، وقَد نُسِيَ ذلِكَ ورُفِضَ وتَخَلَّلَ بَينَ الزَّمانَينِ اثنَتانِ وعِشرونَ سَنَةً، فَشَقَّ ذلِكَ عَلَيهِم، و أنكَروهُ و أكبَروهُ حَتّى حَدَثَ ما حَدَثَ مِن نَقضِ البَيعَةِ ومُفارَقَةِ الطّاعَةِ، وللّهِ أمرٌ هُوَ بالِغُهُ.[٢]
١٣٣٨. الإمام عليّ ٧ في أوَّلِ خُطبَةٍ خَطَبَها بَعدَ بَيعَةِ النّاسِ لَهُ عَلَى الأَمرِ، وذلِكَ بَعدَ قَتلِ عُثمانَ: أمّا بَعدُ، فَلا يُرعِيَنَّ مُرعٍ إلّا عَلى نَفسِهِ، شُغِلَ عَنِ الجَنَّةِ مَنِ النّارُ أمامَهُ، ساعٍ مُجتَهِدٌ، وطالِبٌ يَرجو، ومُقَصَّرٌ فِي النّارِ، ثلاثَةٌ، وَاثنانِ: مَلَكٌ طارَ بِجَناحَيهِ، ونَبِيٌّ أخَذَ اللّهُ بِضَبعَيهِ،[٣] لا سادِسٌ.
هَلَكَ مَنِ ادَّعى، ورَدِيَ مَنِ اقتَحَمَ. اليَمينُ وَالشِّمالُ مَضَلَّةٌ، وَالوُسطَى الجادَّةُ، مَنهَجٌ عَلَيهِ باقِي[٤] الكِتابِ وَالسُّنَّةِ وآثارِ النُّبُوَّةِ.
إنَّ اللّهَ تَعالى داوى هذِهِ الامَّةَ بِدَواءَينِ: السَّوطِ وَالسَّيفِ، لا هَوادَةَ عِندَ الإِمامِ، فَاستَتِروا بِبُيوتِكُم، و أصلِحوا فيما بَينَكُم، وَالتَّوبَةُ مِن وَرائِكُم، مَن أبدى صَفحَتَهُ لِلحَقِّ هَلَكَ.
قَد كانَت امورٌ لَم تَكونوا عِندي فيها مَعذورينَ، أما إنّي لَو أشاءُ أن أقولَ لَقُلتُ،
[١]. در مصدر حديث( شرح نهج البلاغة)،« امانت» آمده؛ ليكن صحيح، همان است كه در متن آورده شده است.
[٢]. شرح نهج البلاغة: ج ٧ ص ٣٦؛ بحار الأنوار: ج ٣٢ ص ١٦ ح ٧ وراجع نهج البلاغة: الخطبة ٢٠٥ والمعيار والموازنة: ص ١٠٩ والأمالي للطوسي: ص ٧٢٧ ح ١٥٣٠.
[٣]. الضَّبْع: وسط العَضُد. وقيل: هو ما تحت الإبط( النهاية: ج ٣ ص ٧٣« ضبع»).
[٤]. في هامش المصدر: في« م» و هامش« ش»:« ما في» وهو الصحيح.