دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥١ - ٢/ ١ فرياد عدالت و پژواك آن
مىسازد و به خشم مىآورد، خانه شما و جايگاهى كه برايش آفريده شدهايد، نيست. پس شما را فريب ندهد و شما را از آن، برحذر داشتم. اتمام نعمتهاى خداوند را بر خود، با استقامت در انجام دادن طاعتهايش و فروتنى در برابر فرمانهاى او كه بلند باد ستايش او درخواست كنيد.
در اين ثروتها، كسى را بر كسى امتيازى نيست. اينها ثروت خداوندى است كه از قسمت كردن آن، فارغ شد و شما بندگان مسلمان خداييد، و اين كتاب خداوند است كه بدان اعتراف كرديمو در برابرش تسليم شديم، و عهد پيامبر ما در ميان است. هر آن كه بدان راضى نيست، به هر كجا مىخواهد، روكند. به درستى كه بر عملكننده به طاعت خداوندى و حكمكننده به دستورات او، بيمى نيست».
آنگاه از منبر پايين آمد و دو ركعت نماز گزارد. سپس عمّار ياسر و عبدالرحمان بن حسل قرشى را به سوى طلحه و زبير كه در گوشه ديگرى از مسجد بودند، فرستاد. آن دو نزد طلحه و زبير رفتند و آنها را فراخواندند. آنان نيز برخاستند و در كنار على ٧ نشستند.
على ٧ به آنان فرمود: «شما را به خداوند سوگند، مگر نه اين بود كه با رغبت براى بيعت، نزد من آمديد و مرا به بيعت فرا خوانديد، در حالى كه من از آن، اكراه داشتم؟».
گفتند: بلى.
فرمود: « [مگر نه اينكه] بدون فشار و جبر، بيعتِ خود را به من وا گذارديد و عهدتان را به من سپرديد؟».
گفتند: بلى.
فرمود: «پس چه چيزى شما را به اين كارها واداشته است؟».
گفتند: با تو بيعت كرديم، بدان شرط كه كارها را بدون نظر ما به انجام نرسانى و درباره آنها تصميم نگيرى و با ما در تمامى امور، مشورت كنى و خودسرانه بر ما حكم نرانى. فضيلت و برترى ما بر ديگران، بر تو معلوم است. [پس چگونه] اموال را تقسيم مىكنى و در كارها تصميم مىگيرى و آنها را بدون مشورت و آگاهى ما به اجرا مىگذارى؟
على ٧ فرمود: «كمى ايراد گرفتيد و امور بسيارى را وا نهاديد. از خداوند، طلب آمرزش كنيد. خداوند، بر شما مىبخشايد. به من بگوييد آيا شما را از حقّ واجبى باز داشتم و بدان وسيله بر شما ستم كردم؟».
گفتند: پناه بر خدا!