دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥ - ٢/ ٣ موضع امام در برابر خلافت عمر
جايى كه بنوشيد؛ ولى سيراب نشويد، و بچريد؛ ولى سير نشويد و به همان هم شادمان و خشنود باشيد.
طلحه برخاست و بيرون رفت.
٢/ ٣
موضع امام در برابر خلافت عمر
١٠٣٣. امام على ٧ درباره سقيفه و ماجراهاى پس از آن: و چنين ديدم كه صبر بر اين امر، شايستهتر است. پس با خارى بر ديدگان و گلويى گرفته از استخوان، صبر كردم. مىديدم كه ميراثم به تاراج مىرفت، تا آن كه اوّلى به راه خود رفت و خلافت را پس از خود به فلان سپرد:
چه قدر تفاوت است ميان اكنون كه [آواره] بر پشت شترم
و روزى كه با حيّان، برادر جابر، غنوده بودم![١]
شگفتا كه او (ابو بكر) در حياتش مىخواست تا وى را از خلافتْ معاف دارند؛ امّا براى پس از وفاتش، آن را به ديگرى سپرد!
چه سفت و محكم به پستان خلافت چسبيدند و آن را ميان خود قسمت كردند [، دوشيدند و نوشيدند]!
سپس آن را به جايى ناهموار و جانفرسا و پر گزند در آورد و در اختيار كسى قرار داد كه پى در پى مىلغزيد و پوزش مىطلبيد و همراهش [نيز] سوارى را مىمانْد كه بر مَركبى چموش است [كه] اگر مهارش را محكم كِشد، بينىاش پاره گردد و اگر رهايش كند، بجَهد و سرنگونش سازد.
[١]. تمثيلى از امام ٧ به شعر اعشى است، براى بيان تفاوت حالت خويش در زمان پيامبر ٦ و پس از ايشان.