دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٣ - ٢/ ٢ كنار نهادن كارگزاران عثمان
٢/ ٢
كنار نهادن كارگزاران عثمان
١٣٤١. تاريخ اليعقوبى: على ٧، كارگزاران عثمان را از شهرها بر كنار كرد، بجز ابو موسى اشعرى را كه مالك اشتر، دربارهاش صحبت كرد و وى را بر جاى گذارْد.
١٣٤٢. الاختصاص: مردم نزد على ٧ گرد آمدند و به وى گفتند: براى مخالفانت فرمان حكمرانى صادر كن، آنگاه، آنان را كنار گذار. على ٧ فرمود: «مكر و نيرنگ و خيانت، در آتشاند».
١٣٤٣. الأمالى، طوسى به نقل از سُحَيم: هنگامى كه با اميرمؤمنان، على بن ابى طالب ٧ بيعت شد، به وى خبر رسيد كه معاويه، از بيعت با امام، خوددارى كرده و گفته است: اگر مرا بر حكومت شام و مسئوليتهايى كه عثمان بر آنها گماشت، بازگمارَد، با وى بيعت كنم.
پس از اين، مغيره نزد اميرمؤمنان آمد و گفت: اى اميرمؤمنان! معاويه را به نيكى مىشناسى و حاكمِ پيش از تو او را بر حكومت شام، گمارده است. تو هم او را بر آن كار بگمار تا رشته كارها از هم نگسلد. سپس اگر عقيدهات تغيير كرد، او را كنار بگذار.
اميرمؤمنان فرمود: «اى مغيره! آيا در فاصله نصب و عزل او، حيات مرا تضمين مىكنى؟».
گفت: نه.
فرمود: «آيا خداوند عز و جل، هيچگاه از من نپرسد كه چگونه او را بر دو مرد مسلمان در شبى تاريك گماردى؟ «و هيچگاه گمراهان راى ياور نگيرم»؛ ليكن به سوى او مىفرستم و او را به آنچه از حق نزد من است، فرا مىخوانم. اگر اجابت كرد، او يكى از مسلمانان است كه حقوق و وظايفى مانند ديگران دارد، و اگر امتناع ورزيد، به خدا شكايت برم».
مغيره بازگشت، در حالى كه مىگفت: اينك از او [به خدا] شكايت كن، و چنين سرود: