دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٩ - ٥/ ٩ توبه كردن عثمان در پيشگاه مردم
خدا را درباره خودت [در نظر داشته باش] كه آنچه را گفتهاى، به پايان برى!
١٢١١. تاريخ الطبرى به نقل از عبّاد بن عبد اللّه بن زبير: مردم مدينه به عثمان، نامه نوشتند و او را به توبه فرا خواندند و حجّت آوردند و برايش به خداوند، سوگند خوردند كه هرگز از او دست نكشند، تا آن كه يا او را بكشند، يا او حقوق الهى و واجبشان را ادا كند.
چون [عثمان] از كشته شدن ترسيد، با خيرخواهان و خانوادهاش مشورت كرد و به آنان گفت: رفتار اين مردم را ديديد! چاره چيست؟
آنان نظر دادند كه [بايد] به دنبال على بن ابى طالب ٧ بفرستد و از او بخواهد كه ايشان را از وى باز گردانَد و چيزى به آنان [وعده] بدهد تا راضى شوند و آن قدر طول بدهد تا كمك برسد.
عثمان گفت: اين مردم، تأخير و بهانهتراشى را نمىپذيرند. آنان پيمانى را به من تحميل مىكنند و پيشتر نيز تعهّداتى نسبت به آنها داشتهام. پس، هر گاه اين را به آنان [وعده] بدهم، از من مىخواهند كه به آن وفا كنم.
مروان بن حكم گفت: اى امير مؤمنان! همراهى با آنها، تا زمانى كه نيرومند شوى، بهتر از زياد شمردن آنان در اين مهلت اندك است. آنچه را خواستهاند، به آنان [وعده] بده و تا مىتوانى به تأخير انداز؛ زيرا آنان بر تو سركشى كردهاند و وفاى به پيمانشان لازم نيست.
عثمان به دنبال على ٧ فرستاد و او را فرا خواند و چون آمد، [به او] گفت: اى ابو الحسن! ديدهاى كه مردم چه كردهاند و آنچه را من كردهام، نيز مىدانى و از اين كه مرا بكُشند، ايمن نيستم. پس، آنان را از من باز گردان كه خدا را شاهد مىگيرم كه از هر چه ناپسند مىدارند، دست بردارم و خشنودشان سازم و حقّشان را از خودم و ديگران بگيرم و به آنان بدهم، حتّى اگر در اين راه، خونم ريخته شود.
على ٧ به او فرمود: «مردم به عدالتت نيازمندترند تا به كُشتنت. من، مردمى را مىبينم