دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٨ - ٢ پاسدارى از حقوق مردم
عدالت، علىرغم جوسازىها و غوغاسالارىها، آهنگ حكومت جاودانه بر دلها را داشته باشد، نه با ترجيح مصالح بىبنياد، قصد حاكميت زودگذر بر «تن» ها را.
٢. پاسدارى از حقوق مردم
عوامل روانى حمايت مردم از حكومتها، به تعداد نيازهاى گوناگون معنوى آنان است. يكى از مهمترين عوامل حمايتهاى مردمى، پاس داشتن حقوق مردم توسط حكومت است.
يكى از چيزهايى كه رضايت عمومْ بدان بستگى دارد، اين است كه: حكومت، با چه ديدهاى به توده مردم و به خودش نگاه مىكند؟ با اين چشم كه آنها برده و مملوكاند، و او خود، مالك و صاحب اختيار است؟ ويا با اين چشم كه آنها صاحب حقّاند و او خود، تنها وكيل و امين و نماينده است؟ در صورت اوّل، هر خدمتى انجام دهد، از نوع تيمارى است كه مالك يك حيوان، براى حيوان خويش انجام مىدهد، و در صورت دوم، از نوع خدمتى است كه يك امين صالحْ انجام مىدهد. اعتراف حكومت به حقوق واقعى مردم و احتراز از هر نوع عملى كه مشعر بر نفى حاكميت آنها باشد، از شرايط اوّليه جلب رضا و اطمينان آنان است.[١]
استاد شهيد مطهرى ; در تحليلى عالمانه، يكى از علل عمده گرايش به مادّيگرى را در قرون جديد، اين انديشه خطرناك و گمراهكننده مىداند كه مسئوليت در برابر خدا، مستلزم عدم مسئوليت در برابر خلق است، و «حق اللّه»، جانشين «حق النّاس» است، و حقّ حاكميت ملّى، مساوى است با بىخدايى:
در قرون جديد، چنانكه مىدانيم، نهضتى بر ضدّ مذهب در اروپا برپا شد و كم و بيش، دامنهاش به بيرون دنياى مسيحيت، كشيده شد. گرايش اين نهضت، به طرف مادّيگرى بود. وقتى كه علل و ريشههاى اين امر را جستجو مىكنيم،
[١]. سيرى در نهج البلاغه: ص ١١٨.