دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨١ - ١/ ٥ نخستين كسى كه بيعت كرد
امام به آن دو فرمود: «مرا نيازى به اين امر نيست. اگر براى شما دو نفر، وزير باشم، بهتر از آن است كه بر شما امير باشم. هريك از شما كه مىخواهد دستش را بياورد، تا با او بيعت كنم».
آن دو گفتند: مردم، غير از تو را انتخاب نكنند و از تو عدول نكنند. دستت را بياور تا به عنوان نخستين افراد، با تو بيعت كنيم.
امام فرمود: «بيعت من پنهانى نخواهد بود. مهلت دهيد تا به مسجد درآيم». گفتند: در اينجا با تو بيعت كنيم و سپس در مسجد هم بيعت خواهيم كرد. پس به عنوان نخستين افراد، با وى بيعت كردند. آنگاه، مردم با وى بر منبر بيعت كردند كه پيشاپيش آنان، طلحة بن عبيداللّه بود كه دستى معلول داشت. طلحه بر منبر بالا رفت و با على ٧ دست داد.
مردى از بنىاسد كه فال بَد مىزد، ايستاده بود و نگاه مىكرد. چون ديد نخستين دستى كه بيعت كرد، دست طلحه بود كه معلول است، گفت: «إنّا للّهِ وَإنّا إلَيْهِ راجِعُون»! نخستين دستى كه با اميرمؤمنان بيعت كرد، معلول بود. دور نيست كه اين امر، سامان نگيرد.
سپس طلحه و زبير [از منبر] فرود آمدند و ديگر مردمان، بيعت نمودند.
١٢٩٦. الامامة و السياسة در گزارش بيعت امام على ٧: نخستين كسى كه بر منبر رفت، طلحه بود. او با دستش كه انگشتانى معلول داشت، با او بيعت كرد. على ٧، آن را به فال بَد گرفت و فرمود: «چهقدر سزاوار است كه اين بيعت، شكسته شود!». سپس زبير، سعد و تمامى ياران پيامبر ٦ بيعت كردند.
١٢٩٧. العقد الفريد: هنگامى كه عثمان بن عفّان كشته شد، مردم شتابان به سوى على بن ابى طالب ٧ آمدند و جمعيّت، براى بيعتْ گِرد او اجتماع كردند. سپس على ٧ فرمود: «اين امر، به دست شما نيست؛ بلكه حقّ بَدريان است كه بيعت كنند». آنگاه فرمود: «طلحه و زبير و سعد كجايند؟». پس آنان آمدند و بيعت كردند و سپس مهاجران و انصار و ديگر مردمان، بيعت كردند. اين واقعه، در روز جمعه سيزدهم ذى حجّه سال سى و پنجم اتّفاق افتاد.