دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩١ - ١/ ٧ بيعت عموم مردم
١٣٠٧. الجمل به نقل از عبدالحميد بن عبدالرحمان، از ابن ابزى: آيا برايت نقل كنم آنچه را با چشمانم ديدم و با گوشهايم شنيدم؟ هنگامى كه مردم نزد بيت المال، گِرد آمدند، على ٧ به طلحه فرمود: «دستت را بياور تا با تو بيعت كنم». آنگاه طلحه گفت: تو به اين امر، از من سزاوارترى، در حالى كه آراى مردم بر تو آن چنان است كه بر من نيست.
على ٧ فرمود: «از غير تو هراسى نداريم».
طلحه گفت: هراسى نداشته باش. سوگند به خداوند كه از جانب من آسيبى به تو نرسد.
آنگاه، عمّار ياسر، ابوالهيثم ابن تيهان، رفاعة بن رافع و ابو ايّوب خالد بن زيد، به پا خاستند و خطاب به على ٧ گفتند: حكومتْ تباه شده و خود، رفتار عثمان را و آنچه را كه او برخلاف كتاب و سنّتْ انجام داد، ديدهاى. دستت را بياور تا با تو بيعت كنيم تا آنچه را كه از امور امّت تباه شده است، اصلاح كنى.
على ٧ عذر خواست و فرمود: «شما ديديد كه چگونه با من رفتار شد و رأى مردم را دانستيد. مرا به آنان، نيازى نيست».
[اينچند نفر] نزد انصار آمدند و گفتند: اى گروه انصار! شما ياران خدا و ياران پيامبر خداييد. خداوند، شما را به واسطه پيامبر، كرامت بخشيد. به درستى كه شما برترى على ٧ و سابقه او را در اسلام مىدانيد و از خويشاوندى وى و جايگاهش نزد پيامبر ٦ [باخبريد]. اگر او به حكومت رسد، شما را به نيك بختى و سعادت رساند.
آنگاه گروه انصار گفتند: ما از همه مردم، به وى راغبتريم و جايگزينى برايش نمىجوييم.
سپس همه نزد وى اجتماع كردند و نزد او بودند تا آن كه با او بيعت نمودند.
١٣٠٨. امام على ٧ از نامهاى به معاويه: به درستى كه مردمانى كه با ابوبكر، عمر و عثمان بيعت كردند، به همانگونه با من بيعت كردند. از اين رو، براى حاضران، جاى انتخاب [جديد] نيست و غايبان، حقّ ردّ آن را ندارند. همانا شورا براى مهاجران و انصار است. اگر آنان بر شخصى اتّفاق كردند و او را امام ناميدند، خداوند هم به آنْ رضايت دارد، و اگر كسى از