دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٩ - تحليلى بر علل ناخشنودى امام على از پذيرش حكومت
تحليلى بر علل ناخشنودى امام على از پذيرش حكومت
خيزش عليه عثمان، به لحاظ چگونگى حكومت او همگانى شده بود. فراگيرى قيام عليه عثمان و توجّه مردم به چهرهاى برجسته براى خلافت، عملًا سرنوشت خلافت را از دست جريانهاى سياسى به در برده بود. بدين سان، مردم بودند كه درباره رهبر سياسى خود، تصميم مىگرفتند. در آن هنگامه شگفت، تقريبا تمام دلها بدون اندكْ ترديدى، متوجّه امام على ٧ بود: شايستهترين فرد براى جانشينى پيامبر ٦ كه اكنون از پسِ ٢٥ سال انزوا، نامش بر سرِ زبانها مىگشت.
گرايش عمومى مردم، به گونهاى بود كه هيچ كس را ياراى مخالفت با اين حركت عمومى نبود. از اين روى، داعيهدارانى كه خود را همتاى على ٧ مىپنداشتند و در شوراى شش نفرى عمر در كنار امام ٧ بودند نيز احساس مىكردند كه درايت سياستمدارانه (!) اقتضا مىكند كه پيشتر از ديگران، دست بيعت به سوى امام، دراز كنند.
سيل خروشان امّت، از هر سو براى بيعت، آهنگ خانه على ٧ را داشت؛ امّا امام، قاطعانه ايستاد و از پذيرش پيمان با مردم، تَنْ زد و با صراحتْ اعلام كرد كه سراغ ديگرى برويد كه: «من وزير شما باشم، بهتر است از آنكه امير شما باشم».
شگفتا! كسى كه خود را خليفه بلافصل پيامبر خدا مىداند و در روزگار دراز