دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧ - ٥/ ٩ توبه كردن عثمان در پيشگاه مردم
٥/ ٩
توبه كردن عثمان در پيشگاه مردم
١٢١٠. تاريخ الطبرى به نقل از على بن عمر، از پدرش: پس از بازگشت مصريان، على ٧ نزد عثمان آمد و گفت: سخنى بگو كه مردم از تو بشنوند و گواهِ بر آن باشند و خداوند نيز تغيير روش و توبهات را ببيند؛ زيرا شهرها بر تو شوريدهاند و ايمن از آن نيستم كه گروهى ديگر از كوفه بر تو در آيند و تو بگويى: «اى على! به سوى آنان برو» و من نتوانم به سوى آنان بروم و تو را نزد آنان معذور بدارم، و [نيز] گروهى ديگر از بصره بيايند و بگويى: «اى على! به سوى آنان برو» و چون نروم، چنين بپندارى كه با تو قطع رحم كرده و حقّت را سبُك شمردهام.
عثمان، بيرون آمد و همان خطبه [ى مشهور] را خواند كه تغيير رفتار و توبهاش را اعلام مىداشت. او برخاست و پس از حمد و ثنايى شايسته مقامربوبى و الهى، چنين گفت:
امّا بعد، اى مردم! به خدا سوگند، عيبگيرنده شما عيبى نگرفت كه از آن بىاطّلاع باشم و هيچ كارى نكردهام، مگر آن كه از آن آگاهم؛ امّا نفسم مرا سست كرد و فريبم داد و به بيراهه كشاند و من از پيامبر خدا شنيدم كه مىگفت: «هر كه لغزيد، باز گردد و هر كه خطا كرد، توبه كند و بر هلاكت، لجاجت نورزد؛ زيرا هر كس بر انحرافْ لجاجت ورزد، از راه، دورتر مىشود».
من نخستين پندگيرندهام. از آنچه كردهام، استغفار مىكنم و به سوى خدا باز مىگردم؛ چرا كه همچون منى، دست مىكشد و باز مىگردد! چون [از منبر] فرود آمدم، بزرگانتان نزد من آيند و نظر خود را به من ارائه دهند كه به خدا سوگند، اگر حقْ مرا به بردگى كشد، چون بَرده رفتار مىكنم و مانند برده خوار مىشوم و همچون بردهاى مىگردم كه اگر برده بمانَد، صبر مىكند و اگر آزاد شود، سپاس مىگزارَد؛ و راه گريزى از خدا نيست، جز آن كه به سوىهمو باز گردم. پس، نيكان شما از نزديكى بهمن سستى نكنند كهاگر دست راستم نپذيرد، دست چپم پيروى مىكند.
در آن روز، مردم با او مهربان شدند و برخى از آنها گريستند و سعيد بن زيد به سوى او رفت و گفت: اى امير مؤمنان! آنهايى كه با تو همراه نگشتند، پيوند با تو را بريدند. خدا را،