دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧١ - تحليلى بر علل ناخشنودى امام على از پذيرش حكومت
شأن عظيم او آگاهى درستى دارد. آنچه در ربع قرن بر دين رفته، به ويژه در زمان خليفه سوم تفسير و تأويلهايى است كه از متون دينى شده، و دگرسانىهايى است كه در احكام، پديد آمده است.
همه اينها تصويرى از دين در ذهن و زبانْ رقم زده بود كه عمل بر اساس كتاب و سنّت (به دور از مجاملهها و مداهنهها) را بسى دشوار مىساخت. امام على ٧ مىدانست كه آب رفته را به جوى بازگرداندن، همان و سر بركشيدن فتنهها، همان! گزاردن حق، همان و سر بركشيدن باطلْمداران حق ستيز، همان! از اين روى، از پذيرش، تن مىزد و بر آن تأكيد مىورزيد، تا مگر فردا و فرداها در برابر سركشها حجّتى باشد. چنين است كه حضرت در جايى فرمود:
دَعوني وَالتَمِسوا غَيري، فَإِنّا مُستَقبِلونَ أمرا لَهُ وُجوهٌ و ألوانٌ، لا تَقومُ لَهُ القُلوبُ ولا تَثبُتُ عَلَيهِ العُقولُ. و إنَّ الآفاقَ قَد أغامَت، وَالمَحَجَّةُ قَد تَنَكَّرَت، وَاعلَموا أنّي إن أُجِبتُكُم رَكِبتُ بِكُم ما أعلَمُ، ولَم اصغِ إلى قَولِ القائِلِ وعَتبِ العاتِبِ، وإن تَرَكتُموني فَأَنَا كَأَحَدِكُم، ولَعَلّي أسمَعُكُم و أطوَعُكُم لِمَن وَلَّيتُموهُ أمرَكُم، و أَنَا لَكُم وَزيرا، خَيرٌ لَكُم مِنّي أميرا.[١]
مرا واگذاريد و ديگرى را به دست آريد كه ما به استقبال امور چند پهلو و رنگارنگ مىرويم. دلها در آن، بر جا نمىماند و خِرَدها بر آن، استوار نمىگردد. گستره زندگى را ابرهاى فتنه، پوشانده و راه روشن ناشناخته شده است؛ و بدانيد اگر من درخواستِ شما را پذيرفتم، با شما چنان رفتار مىكنم كه [خود] مىدانم و به سخنِ سخنسرايان و ملامتِ سرزنش كنندگان، گوش نمىدهم، واگر مرا واگذاريد، همچون يكى از شمايم و شايد براى كسى كه كار خود را بدو مىسپاريد، بهتر از ديگران، فرمانبردار و شنوا باشم. اگر من وزير شما باشم، بهتر است تا امير شما باشم.
[١]. نهج البلاغة: خطبه ٩٢، المناقب، ابن شهر آشوب: ج ٢ ص ١١٠.