دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤١ - ٥/ ٣ ٥ تحريكات عمرو بن عاص
به كار گماردم ....
عمرو از نزد عثمان بيرون آمد، در حالى كه كينه او را به دل داشت.
عمرو، گاه نزد على ٧ مىآمد و او را بر ضدّ عثمان، تحريك مىنمود و گاه نزد زبير مىآمد و او را بر عثمان مىشوراند و گاه نيز نزد طلحه. همچنين بر سر راه حاجيان مىايستاد و خلافكارىهاى عثمان را به آنان مىگفت.
عمرو، پس از محاصره اوّل عثمان، از مدينه بيرون رفت تا به مزرعهاش به نام «سبع» در فلسطين رسيد و در كاخش (عجلان) فرود آمد .... سوارى از كنار او گذشت. عمرو فرياد زد: عثمان چه شد؟
گفت: كشته شد.
گفت: من ابو عبد اللّه هستم. وقتى دُمَلى را بخراشم، بازش مىكنم! من آن قدر بر ضدّ او تحريك كردم كه حتّى چوپان گله بر سر كوه را بر او شوراندم.
١١٩٥. تاريخ المدينة به نقل از غَسّان بن عبد الحميد: عمرو بن عاص، بيشترين اعتراضها را بر عثمان وارد مىآورْد و مىگفت: به خدا سوگند، عثمان را دشمن مىداشتم و همه افراد، حتّى چوپانِ در ميان گله و سقّاى زير بار مَشك آب را بر او شوراندم.
١١٩٦. الفتوح: عمرو بن عاص بر عثمان وارد شد و سلام داد. عثمان به او گفت: اى پسر عاص! تا آن جا كه به من خبر رسيده، تو نيز از كسانى هستى كه رهبرىِ مردم را به دست گرفتهاى و بر ضدّ من مىكوشى، تا آنجا كه آتش فتنه را برافروخته و شعلهور ساختهاى. [با اين حال،] بر من وارد مىشوى و سلام مىدهى؟!
١١٩٧. أنساب الأشراف: نخستين بار كه عثمانْ محاصره شد، عمرو بن عاص به او گفت: اى عثمان! تو كارهاى سختى را بر مردم تحميل كردى. از خدا پروا كن و به سوى او باز گرد.