دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥ - ٤/ ٥ جلوگيرى از اجراى حد بر وليد
عثمان، او را حاكم عراق كرد.
ر. ك: ج ٤ ص ٥٤٣ (عبد اللّه بن عامر).
٤/ ٥
جلوگيرى از اجراى حد بر وليد
١١٤٨. مروج الذهب: وليد بن عُقبه از آغاز شب تا صبح، با همپيالهها و خوانندههايش شراب مىنوشيد. چون اذانگوها اذان گفتند، با همان لباس زير بيرون آمد و براى اقامه نماز صبح به محراب رفت و براى مردم، چهار ركعت نماز گزارد و گفت: آيا مىخواهيد بيشترش كنم؟![١]
يكى از آنان كه در صف اوّل و پشت وليد بود، گفت: چه چيز را بيشتر مىكنى؟ خدا به تو خير ندهاد! به خدا سوگند، در شگفت نيستم، مگر از آن كه تو را به سرپرستى ما فرستاد و بر ما امير كرد. اين گوينده، عَتّاب بن غيلان ثقفى بود ....
[آنان] خبر كار وليد را در كوفه پخش كردند و [در نتيجه،] فسق و مداومت او بر بادهنوشى آشكار شد. از اين رو، گروهى از اهل مسجد، از جمله: ابو زينب بن عوف ازْدى و جُندَب بن زُهَير ازدى بر [استراحتگاهِ] او هجوم بردند و او را مست و بىهوش و در بستر افتاده يافتند و هر چه تلاش كردند، بيدار و هوشيار نشد.
وليد، آنچه را نوشيده بود، پيش روى آنان بالا آورد. آنان هم انگشترش را از دستش بيرون آوردند و بىدرنگ به مدينه و نزد عثمان بن عفّان آمدند و در حضورش شهادت دادند كه وليد، شراب نوشيده است.
عثمان گفت: از كجا مىدانيد كهاو شراب نوشيده است؟
[١]. گفته شده كه او سجدهاش را طول داد و در آن چنين گفت: بنوش و بنوشان.