دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٥ - ٤/ ٧ ٧ تبعيد گروهى از صالحان امت
١١٧٥. أنساب الأشراف: چون قاريانِ تبعيدشده كوفه بيرون رفتند، در دمشق گرد هم آمدند و بر عمرو بن زُراره وارد شدند. معاويه به آنان احسان و اكرام كرد؛ ولى سپس ميان او و اشتر، سخنانى رد و بدل شد و به تندى گراييد و معاويه وى را به زندان انداخت ....
به معاويه خبر رسيد كه گروهى از اهالى دمشق با مالك و همراهانش همنشينى مىكنند. پس به عثمان نوشت: «تو گروهى را به سوى من فرستادهاى كه شهر خود را تباه و هلاك كردند و ايمن نيستم كه فرمانبرداران مرا نيز تباه سازند و به آنان چيزهايى را كه نمىدانند، بياموزند و در نتيجه سلامت ايشان به فتنه تبديل شود و راستىشان به كژى».
عثمان به معاويه نوشت و فرمان داد كه آنان را به حِمْص[١] تبعيد كند و او نيز چنين كرد. حاكم آنجا، عبد الرحمن بن خالد بن وليد بن مغيره بود[٢].
١١٧٦. تاريخ الطبرى به نقل از شعبى، در گزارش تبعيدشدگان كوفه: [معاويه] به عثمان نوشت: «ايمن نيستم كه اين افراد، در ميان اهالى شام بمانند و آنان را با جادو و بدكارى خود، فريب دهند. پس، آنان را به شهرشان باز گردان و خانهشان در همان شهرى باشد كه نفاقشان از آن جا پديدار شده است. والسلام!».
عثمان به او نوشت و به او فرمان داد كه آنان را به نزد سعيد بن عاص در كوفه باز گردانَد. معاويه نيز آنان را به سوى وى باز گرداند؛ امّا در بازگشت، زبان برخى از آنها رهاتر شد [وبر انتقادهايشان افزوده شد].
سعيد به عثمان نامه نوشت و از آنان شكايت كرد. عثمان نيز به سعيد نوشت كه آنان را نزد عبد الرحمن بن خالد بن وليد، امير حمص، بفرستد.
نيز به [مالك] اشتر و همراهانش نوشت: «امّا بعد، من شما را به حمص تبعيد
[١]. حِمْص، يكى از شهرهاى اصلى شام( سوريه امروزى) است كه در ١٥٠ كيلومترى شمال دمشق واقع است. حمص، شهرى آباد و داراى باغهايى است كه از رودخانه« عاصى» سيراب مىشوند. اين شهر در سال ١٥ هجرى به تصرّف مسلمانان در آمد( تقويم البلدان: ص ٢٦١).
[٢]. گفته مىشود كه عثمان نوشت كه آنان را به كوفه باز گردانَد؛ امّا صداى سعيد براى بار دوم به اعتراض بلند شد. پس به تبعيدشان به حمص، فرمان داد و آنان در ساحل رود عاصى، فرود آمدند.