دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩ - ٥/ ٣ ١ فرا خواندن ياران پيامبر از هر سو
كه پديد آوردهاى و [از سابق] به ياد ندارند، تو را نابخرد دانسته، ناخوش مىدارند. اگر به راه راست بيايى، برايت بهتر است و اگر امتناع كنى، هيچ كس از خودت براى دنيا و آخرتت زيانبارتر نيست.
عثمان، خشمگين شد و گفت: مرا رها نمىكنيد و سرزنشم را وا نمىنهيد. هيچ بدعتى نياوردهام؛ بلكه شما، مردم را بر من مىشورانيد. اى پسر حَضْرَميّه (اى طلحه)! زود بگو اين بدعتهايى كه پديد آوردهام، چيست؟
طلحه گفت: على پيش از من با تو سخن گفت. چرا از او نپرسيدى كه اين چيزهايى كه پديد آوردهاى، چيست تا به تو خبر دهد؟
سپس طلحه برخاست و از نزد عثمان بيرون رفت و عثمان با خود به اين مىانديشيد كه آيا كارگزارانش را باز گردانَد، يا آنان را بركنار كند و ديگران را حكومت دهد.
٥/ ٣
فرا خواندن به شورش
٥/ ٣ ـ ١
فرا خواندن ياران پيامبر از هر سو
١١٨٠. تاريخ الطبرى به نقل از عبد الرحمن بن يسار: چون مردمْ آنچه را عثمان كرد، ديدند، آن دسته از اصحاب پيامبر ٦ كه در مدينه بودند، به آن دسته كه در مرزها پراكنده شده بودند، چنين نوشتند: «شما براى جهاد در راه خداى عز و جل و هوادارى از دين محمّد ٦ بيرون رفتيد. دين محمّد ٦ پشت سر شما تباه و متروك شد. پس بشتابيد و دين محمّد ٦ را به پا داريد».
[اصحاب پيامبر ٦] از هر سو روى آوردند، تا آن كه عثمان را كشتند.