دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٣ - ٤/ ٧ ١ تبعيد ابو ذر
آن گاه عثمان به على ٧ گفت: آيا اين حديث را از پيامبر خدا شنيدهاى؟
على ٧ فرمود: «نه؛ ولى ابو ذر، راست مىگويد».
عثمان گفت: با چه چيز به راستى [سخن] او پى بردى؟
فرمود: «زيرا شنيدم كه پيامبر خدا مىگويد:" آسمان بر كسى سايه نينداخته و زمين، كسى را بر روى خود حمل نكرده كه راستگوتر از ابو ذر باشد"».
پس، هر كس از اصحاب پيامبر كه حاضر بود، گفت: بىگمان، ابوذرْ راستگوست.
ابو ذر گفت: به شما مىگويم كه اين را از پيامبر خدا شنيدم و شما مرا متّهم مىكنيد! گمان نمىكردم زنده بمانم تا اين را از اصحاب محمّد ٦ بشنوم.
١١٥٨. تاريخ اليعقوبى: به عثمان خبر رسيد كه ابو ذر بر او خُردهگيرى مىكند و تغيير و تبديلهاى او در سنّتهاى پيامبر خدا و ابو بكر و عمر را بازگو مىنمايد. از اين رو او را به شام، نزد معاويه تبعيد كرد.
ابو ذر در مسجد مىنشست و همان حرفها را مىگفت و مردم به گرد او جمع مىشدند، تا آن كه اجتماعكنندگان و شنوندگانِ او فراوان شدند.
ابو ذر، چون نماز صبح را مىگزارد، بر دروازه دمشق مىايستاد و مىگفت: كاروانى آمد كه بارَش آتش سوزان است. خداوند، كسانى را كه به نيكى فرمان مىدهند و خود عمل نمىكنند و نيز آنان را كه از زشتى نهى مىكنند و خود مرتكب مىشوند، لعنت كند.
معاويه به عثمان نوشت كه تو با [تبعيد] ابو ذر، شام را براى خود، تباه ساختى. عثمان به او نوشت: او را بر زينى كوچك و بدون پوشش، سوار كن [و به سوى من بفرست]. و چون اين گونه به مدينه رسيد، گوشت رانهايش رفته بود ....