دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٥ - (٣) دفاع كلى از سياستمدارى امام على
كه بخواهد، عمل كند و همه وعدهها را دگرسان كند، چنانكه سياستمداران، هماره چنان كردهاند. اگر چنين مىكرد، ديگر او على بن ابى طالب نبود. سياستمدارى بود چون ديگر سياستمدارها.
اين همه شيدايى در تاريخ و شيفتگى انسانها به على ٧، معلول حقمدارى اوست. اكنون نيك بنگريم كه كجايند سالوسان و تزويرگران زورمدار؟ و از سوى ديگر، ببينيم علّت ماندگارى على ٧ بر رواق تاريخ و بلنداى زمان، چيست؟ سينهها چرا آنهمه عشق به على ٧ را بر خود نهادهاند؟ گفتيم و باز هم مىگوييم كه على ٧، سياست را ابزار اقامه حق و تأمين حقوق مردم مىداند، نه ابزار سلطه بر آنان.
اصلاحات علوى، هدفى جز زنده گرداندن سيره و سنّت و شيوه حكومت نبوى نداشت. امام على ٧، نمىتوانست سياستهاى ضد ارزشى، ضد دينى و ضد انسانى را معمول بدارد. چنين بود كه على ٧ با همان دشوارىهايى رو به رو بود كه پيامبر خدا نيز با آنها درگير بود.[١]
على ٧ مىكوشيد تا با تحمّل دشوارىها و شكيبايى در برابر تلخىها و مشكلات، يكبار ديگر، سيماى نورانى حكومت نبوى و شيوه پيامبر خدا را در تاريخ اسلام، تكرار كند و سيرهاى كارآمد و عدالت گستر و زيبا را در پيش ديد نسلها و عصرها بگذارد.
[١]. شرح نهج البلاغة: ج ١٠ ص ٢١٤ و ٢٢٢.