دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣ - ٤/ ٢ ١٢ ثروت عبد الرحمن بن عوف
نزديكتر از من به تو بودند؟
١١١٨. مروج الذهب در يادكردِ ثروت عبد الرحمن بن عوف زُهْرى: خانهاش را ساخت و آن را توسعه داد و صد اسب در اصطبلش بود و هزار شتر و ده هزار گوسفند داشت. پس از مردنش، يك چهارم از يك هشتم دارايىاش [يعنى سهم هر يك از همسرانش]، هشتاد و چهار هزار [دينار] شد.
١١١٩. تاريخ المدينة به نقل از عبد اللّه بن صامت، در بيان ورود ابو ذر بر عثمان: [ابو ذر] بر عثمان وارد شد، در حالى كه دارايى عبد الرحمن بن عوف را ميان وارثانش قسمت مىكرد و كعب، نزدش بود.
عثمان [به كعب] رو كرد و گفت: اى ابو اسحاق! درباره مردى كه اين دارايى را گرد آورد و از آن صدقه مىداد و در راه خدا خرج مىكرد و با آن، صله رحم مىنمود، چه مىگويى؟
كعب گفت: برايش اميد خير دارم!
ابو ذر خشمناك شد و عصايش را بر او بلند كرد و گفت: چه مىدانى، اى پسر زن يهود؟ در روز قيامت، دارنده اين دارايى دوست مىدارد كه [به جاى اينها] عقربهايى داشت كه درون قلب او را مىگزيدند.
١١٢٠. الطبقات الكبرى به نقل از عثمان بن شريد: عبد الرحمن بن عوف در [منطقه] بقيع، هزار شتر و سه هزار گوسفند بر جاى نهاد و [نيز] صد اسب كه در بقيع مىچريدند.
او در جُرْف[١] با بيست شترِ آبكشى زراعت مىكرد و خوراك سال خانوادهاش را از آن در مىآورد.
١١٢١. الطبقات الكبرى به نقل از محمّد: عبد الرحمن بن عوف وفات يافت و در ميان آنچه بر جاى نهاد، [آن قدر] طلا بود كه با تبر شكسته مىشد، تا آن جا كه دستان مردان،
[١]. جرف، در سه ميلى مدينه و بر سر راه مدينه به شام است( معجم البلدان: ج ٢ ص ١٢٨).