دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٣ - تحليلى بر علل ناخشنودى امام على از پذيرش حكومت
گواهى مىدهد كه وى فريفته روى آوردن مردم به بيعت با وى در آن شرايط ويژه سياسى نشد و آينده حكومت خود را به روشنى مىديد و مىدانست كه شرايط براى اصلاحات علوى و باز گرداندن امّت اسلامى به روش و سيره پيامبر خدا و سنّت او فراهم نيست. همچنين نيك مىدانست كه شورش عمومى عليه عثمان، برخاسته از بازگشت جامعه به ارزشهاى اسلامى نبود؛ بلكه برخى از موج سوارانِ اين شورش، چون عايشه و طلحه و زبير، با انگيزههاى خاصّ سياسى و اقتصادى دست به چنين اقدامى زدند.
از اين رو، انگيزه بيعت آنان، با اهداف حكومتى امام ٧ سازگار نبود و هرگاه بدين نتيجه قطعى مىرسيدند كه على ٧ آنان را همراهى نمىكند و بدانان امتيازهاى خلاف حق و عدالت نمىبَخشد، در برابر اصلاحات وى قيام خواهند كرد و جامعه اسلامى را به تفرقه و تشتّت خواهند كشانْد.[١]
٤. بيعت با او، بيعت با آرمانهاى علوى است. اكنون، آن كه دست در دست او مىنهد و با او پيمان مىبندد، بايد آماده همراهى باشد؛ همراهى براى زدودن تحريفها، بازسازى معنوى جامعه، حاكميت واقعى دين، باز نمودن آنچه از يادها رفته است و روشن ساختن حقايقى كه دستخوش دگرگونى شدهاند و ...
بدينسان، مولا ٧ با امواج خروشان مردمى كه فرياد برآوردهاند كه على بايد زمامِ خلافت را به دست گيرد، اتمام حجّت مىكند كه او از پذيرش خلافت، گسترش عدالت، گزاردن حق و احياىِ آيين الهى را مراد كرده است و راه، اين است، نه جز اين.
[١]. تبيين اين واقعيّت تاريخى در ج ٦ ص ٥٢٣( بخش هفتم: روزگار سختى) آمده است.