دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٣ - ٥/ ٤ كوششهاى امام براى پيشگيرى از فتنه
عثمان به وى گفت: اى پسر نابغه! تو از كسانى هستى كه بىخِردان و غوغاييان را بر من مىشورانى؛ چرا كه تو را از حكومت مصر بركنار كردم.
عمرو به سوى فلسطين بيرون رفت و در مِلكش اقامت گزيد. او همه مردم، حتّى چوپانهاى گله را بر ضدّ عثمان، تحريك مىكرد و چون خبر كشته شدن عثمان به او رسيد، گفت: من ابو عبد اللّه هستم. چون دُمَلى را بخراشم، بازش مىكنم!
١١٩٨. تاريخ الطبرى: چون خبر كشته شدن عثمان به عمرو رسيد، گفت: من ابو عبد اللّه هستم. من او را كشتم، درحالى كه در دره «سِباع» بودم. چه كسى پس از او حكومت را به عهده مىگيرد؟ اگر طلحه حكومت پيدا كند، او در بخشش، جوانمرد عرب است و اگر پسر ابو طالبْ حاكم شود، جز اين نمىبينم كه حق را به كمال، اخذ كند و او نزد من، ناپسندترين كسى است كه والى شود.
٥/ ٣ ـ ٦
وصيّت عبد الرحمن بن عوف
١١٩٩. أنساب الأشراف به نقل از عثمان بن شريد: در نزد عبد الرحمن بن عوف، هنگامى كه بيمار بود (همان بيمارىاى كه به فوتش انجاميد)، از عثمان ياد شد. عبد الرحمن گفت: پيش از آن كه سلطنتش به درازا كشد، كارش را بسازيد.
خبر آن به عثمان رسيد. پس [عدّهاى را] به چاهى كه چارپايانِ عبد الرحمن از آن آب مىنوشيدند، فرستاد و جلوى آنان را گرفت.
٥/ ٤
كوششهاى امام براى پيشگيرى از فتنه
١٢٠٠. تاريخ الطبرى به نقل از عبد اللّه بن محمّد، از پدرش: چون سال ٣٤ هجرى در رسيد، اصحاب پيامبر خدا به هم نوشتند كه: «بياييد. اگر خواستار جهاد هستيد،