دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥ - تحليل وقايع شورا
٢. چرا امام ٧ شرط عبد الرحمن را نپذيرفت؟
سالها از رحلت پيامبر خدا مىگذشت. در اين سالها دگرسانىهاى بسيارى به وجود آمده، حكمهاى فراوانى در نقض احكام صريح پيامبر ٦ صادر شده و سنّت او در موارد بسيارى وارونه گشته بود.[١]
امام ٧ چگونه مىتوانست شرط عبد الرحمن را بپذيرد و اگر مىپذيرفت و بر فرض محال مىتوانست زمام امور را به دست گيرد، چه سان با آن كنار مىآمد؟ و با آن دگرگونىها چه مىكرد؟ آيا مردم، آمادگى پذيرش باز گرداندن حقايق را بر مسير اوّل داشتند؟
دوران خلافت على ٧ نشان مىدهد كه پاسخ، منفى است. در دوران خلافت مولا ٧، با اين كه مسائل بسيارى روشن شده بود و مردم، خود، به على ٧ روى آورده بودند، على ٧ در بسيارى از تصميمها دچار مشكل بود. نمونه روشن آن، «نماز تَراويح» است.[٢]
اگر سؤال را از زاويه ديگر بررسى كنيم، على ٧ را در مقابل دو فرايند مىبينيم:
يك. پذيرش شرط و در پىِ آن، به حكومت رسيدن على ٧؛
دو. نپذيرفتن شرط به سبب حق نبودنش و در پىِ آن، از دست دادن فرصت حكومتگرى.
چهره ديگر سؤال، اين است كه اگر امام ٧ شرط را قبول مىكرد، آيا عبد الرحمن با وى بيعت مىنمود؟
بر اساس گزارش واقعه شورا و تدبيرى كه براى آن انديشيده شده بود و نيز
[١]. ر. ك: النصّ و الاجتهاد، سيّد عبد الحسين شرف الدين.
[٢]. ر. ك: ص ٥٤١( اصلاحات علوى).