دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٧ - ١ عدالت اجتماعى
چهار سياستهاى اجتماعى
در مسائل اجتماعى نيز حكومت على ٧ پايهها، شيوهها و مواضع اصولى و استوارى دارد. متونى كه ابعاد سياستهاى اجتماعى ايشان را گزارش مىكند، شايان توجّه و تأمّل است. بر پايه آن متون، اصول سياستهاى اجتماعى امام را چنين مىتوان گزارش كرد:
١. عدالت اجتماعى
عدالت، محورىترين، استوارترين، بنيادىترين و شاملترين مسئله سياست و حكومت علوى است. نام مقدس امامعلى ٧، آنچنان با عدالت در آميخته كه على، عدالت را تداعى مىكند و عدالت، على را. عدالت، آميزه هماره زندگى على ٧ بود و او در راه اجراى عدالت و گسترش قسط، شهد شهادت نوشيد.
تأكيد بر اين نكته، از آن روست كه بگوييم و تأكيد كنيم كه حكومتى مىتواند ادّعا كند از حكومت على ٧ الگو گرفته و سنّتشناسانه بر سيره آن بزرگوارْ اقتدا مىكند كه سردمداران آن، به عدالتْ بيش از هر چيز، اهميّت دهند و براى گسترش عدل و توسعه قسط و همهگير ساختن داد، از هيچ كوششى دريغ نورزند؛ نه در بيان و كلام كه امروز سرفصل شعار بسيارى از مدّعيان است؛ بلكه در عمل، كردار و تعامل با مردم و در تمام لايههاى اجتماع، كه همچون كيميا ناياب است. حكومتى مىتواند مدّعى عدالت گسترى باشد كه عدالت را با تأويل و توجيه، به مسلخ نبرد و عدالت را به پاى مصلحت، قربانى نكند.
در نظام علوى و در آموزههاىآن «عدالت مجسّم»، هيچ مصلحتى بالاتر از مصلحت اقامه عدل نيست. حكومتى مىتواند مقتداى خود را على ٧ معرّفى كند و رهرو على ٧ باشد كه با مقدّم داشتن عدالت بر مصلحت و پاى فشردن بر اجراى